مرتضى راوندى

380

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

جامه كدام است ؟ گفت : اما در بهار ، شاهجانى و ديبقى ، و در تابستان ، توزى و شطوى ، و در پاييز ، منير رازى و ملحم مروزى ، و در زمستان ، خز و حواصيل ، و در سرماى سخت ، خزآستردار كه ميان آن را از قز انباشته باشند . توزشهرى بود در حدود خوزستان و بهبهان ، و پارچه‌هايى را كه در آنجا بافته مىشد توزى مىگفته‌اند . انورى گويد : قاقم و قند ز بسرما پنج و شش * - توزى و كتان به گرما هفت و هشت بعضى نوشته‌اند كه شهر كوچك توج يا توز بين كازرون و گناوه ، از لحاظ پارچه‌هاى كتانى ، معروف بوده و به همين نام اشتهار جهانى داشته است . پس از حملهء اعراب ، صنعت بافندگى در ايران ، چندى دچار وقفه و ركود گرديد . آقاى سيد محمد تقى مصطفوى محقق و باستان‌شناس معاصر ، در مجلد سوم گزارشهاى باستان‌شناسى سال 1334 خورشيدى ( ص 283 - 282 ) ضمن فصلى دربارهء بقعهء بىبى شهربانو مىنويسد : « در مسافت قريب 50 مترى جنوب شرقى قبرهايى كه ابتدا در نقاره‌خانه ظاهر گشته بود ، قبرى هويدا مىگردد كه در آن ، علاوه بر مقدارى پارچه‌هاى كفن و روپوش و لباس و غيره ، فرش هم از نوع گليم وجود داشته است . فرش مزبور داراى زمينهء سفيد و حاشيهء قرمز با كتيبه‌هاى كوفى بوده است . ضمنا علاوه بر مقبرهء اصلى ، دهليزها و سردابه‌هايى در آن ايجاد كرده اجساد ديگرى در آن نهاده بودند . پارچه‌هايى كه در بر مردگان بود ، در اثر گذشت زمان درازى ، بيش از يكهزار سال ، آثار مهمى از آنها باقى نمانده بود . در تأييد اين مطالب ، نوشته‌هاى چند تاريخ‌نويس معروف اسلامى و خاورشناس كه نمايندهء پيشرفت و توسعهء اين صنعت در دوران اسلامى است ، نقل مىشود : خاورشناس فقيد روسى ، استاد بارتولد ، نوشته است : بم مركز صنعتى كرمان بوده و پارچه‌هاى نخى كه در بم مىبافته‌اند به تمام عالم اسلام تا مصر مىرفت . پارچه‌هاى مزبور داراى دوام فوق العاده بود و لباسى كه از آن مىدوختند از 5 الى 20 سال دوام داشت . در آن زمان ، بافتن شالهاى كرمان كه تا به امروز معروف است ، در بم تمركز يافته بود و در همان دوره بود كه بنابه گفتهء ابن حوقل ، قيمت يك طاقه شال به سى دينار مىرسيد ( هر دينار معادل يك مثقال طلا بها داشت ) . در اين زمان ، علاوه بر شالهاى كرمان ، قاليهاى كرمان نيز اشتهار خاصى دارد . در جاى ديگر همين خاورشناس مىنويسد : در كازرون و شهر كوچك توج يا توز ، كه در وسط راه بين كازرون و بندر گناوه واقع بود ، پارچه‌هاى كتانى معروف به توجى يا توزى مىبافتند كه در تمام عالم اسلام معروف بود . در قرن چهاردهم ميلادى ، زمان حمد اللّه قزوينى ، شهر توج خراب بود . اشتهار پارچه‌هاى قريهء سينيج يا سينيز كمتر نبود . اين قريه نزديك مصب‌رود تاب و در سرحد بين فارس و خوزستان واقع بود . پارچه‌هايى را كه در سمرقند مىبافتند ، سينيزى مىگفتند و از اينجا معلوم مىشود كه صنايع فارس نفوذى در صنايع ماوراء النهر داشت . « 1 »

--> ( 1 ) . ر ك : بارتولد ، جغرافياى تاريخى ايران ترجمهء حمزهء سردادور طالب‌زاده ، ص 198 .