مرتضى راوندى
356
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
با وجود اينكه فتحعلى شاه و محمد شاه و رجال دربارى ايشان ، در آبادى تهران و بناى قصور و عمارات و مساجد و بازارهاى چند ، كوشيدند و روزبروز ترقى و شكوه آن را بيشتر كردند ، باز مهمترين قدم در اين راه در عهد سلطنت 49 سالهء ناصر الدين شاه برداشته شد . تهران قديم از مساجد و مدارس و بازارها و خيابانها و ميدانها و ابنيهء سلطنتى و باغها تا قبل از دورهء پهلوى ، آنچه داشته بيشتر از بناهاى عهد ناصرى بوده است . در دورهء سلسلهء پهلوى ، چنان كه همه مىدانيم ، تهران هم از چهار طرف وسعت پيدا كرده و هم به علت خراب كردن بسيارى از محلات كهنه و قديمى و انشاء خيابانهاى وسيع در ميان آن محلات ، صورت اين شهر قديمى و تاريخى به كلى به شكل ديگرى درآمده و هنوز هم تغيير صورت مزبور ، بسرعت و بدون رعايت اصول شهرسازى ، پيش مىرود . بدبختانه ، ما هنوز هيچ نوشتهء مستند و معلومى در باب تاريخ تهران در دست نداريم و تا امروز هيچكس همت نكرده است كه در باب پايتخت كشور ايران ، كتاب يا رسالهاى تأليف كند تا معاصرين و آيندگان بدانند كه بر اين شهر بزرگ ، لااقل از همان اوانى كه پايتخت ايران شده تا امروز ، چه گذشته است . ابنيهء مهم چه بوده يا چه هست . بانيان آنها چه مردمى بوده و در چه تاريخى آنها را بنا كردهاند . محلات و كوچههاى قديمى و مدارس و مساجد آن به چه كسانى يا به چه حوادثى منسوب است و در طى اين مدت يك قرنونيم ، كه از پايتخت شدن تهران مىگذرد ، آبادى و خرابى آن به چه حالت درآمده و چه تغييراتى از اين جهت در آن راه يافته است . « تصور مىكنم كمتر كسى بداند كه مثلا « زنبوركخانه » و چال سيلابى و بازارچهء زعفرانباجى و گود اختر كور و گذر لوطى صالح و بازارچهء حاج سيد ابراهيم ، و چهارسوى شيرازيها و كوچهء غريبان و كوچهء هفت تن و بازارچهء مهدى موش و سرپولك و هزارها مثل اين اسامى ، كه هنوز هم معمول است ، به چه علل به اين عناوين خوانده شده يا اشخاصى كه اين مواضع را به ايشان منسوب داشتهاند چه كسانى بودهاند ؟ به گمان ما ، هنوز هم وقت براى تحقيق اين مجهولات دير نشده است . . . اينك نگارندهء اين سطور . . . يك قسمت از يادداشتهاى خود را در مجلهء يادگار درج مىكند . بحث ما در اينجا مربوط است به دو موضوع : يكى سبزهميدان ، ديگر مجمع دار الصنايع كه در جوار آن ميدان و در قسمت جنوب غربى آن قرار داشته است . به شرحى كه از بعضى از كتب عهد ناصرى ، مخصوصا كتاب المآثر و الآثار كه در 1306 قمرى به چاپ رسيده و روضة الصفاى ناصرى كه در سال 1274 قمرى چاپ آن اتمام پذيرفته ، برمىآيد ، سبزهميدان پيش از آنكه به صورت قبل از عهد پهلوى درآيد ، چنان كه تركيب لغوى آن مىفهماند و در غالب شهرهاى گيلان و مازندران و غيره نظاير آن وجود داشته ، در ابتدا ميدانى بوده است كه در آن اقسام سبزى و ترهبار مىكاشتند و در همان محل نيز به خريد و فروش آنها مىپرداختهاند . در كتاب المآثر و الآثار ، در اين خصوص ، چنين نوشته شده : « مكشوف باد كه اين ميدان را به آن جهت ، سبزهميدان گفتهاند كه در زمان سلطنت زنديه ، آنگاه قاجاريه براى تدارك ترجات و سبزىآلات اهالى دار الخلافه ، در فصل بهار ، اين محوطه را كه با حوالى و حواشى بمنزلهء