مرتضى راوندى

340

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وضع خيابانها و ميدانها : « ميدان قزوين ، از ميدان نقش جهان اصفهان كوچكتر و از دولتخانه يا قصر شاهى اندكى دور بود و تا بازار بزرگ شهر ، فاصله‌اى نداشت . طول اين ميدان سه برابر عرض آن بود و مخصوصا آن را درازتر ساخته بودند تا براى چوگان‌بازى و بازيهاى ديگرى ، مانند گاوبازى و گرگ‌دوانى و غيره ، مناسب باشد . ميدان را همه روز عصر ، چندين سقابا مشكهاى پرآب ، آب مىپاشيدند و پيش از آن‌كه شاه به ميدان آيد ، سرداران و بزرگان كشور ، دسته‌دسته ، در گوشه و كنار آن ، باهم به صحبت مشغول مىشدند . ديدار شاه در ميدان شهر آسان بود ، زيرا او هر وقت كه در قزوين يا اصفهان بسر مىبرد ، تقريبا همه روز عصر ، به ميدان مىرفت . در صورتىكه بار عام در دولتخانه ، چند روز يك‌بار پيش از ظهر ، داده مىشد و شركت دربار عام نيز كار آسانى نبود . همين كه شاه سواره وارد ميدان مىشد ، كسانى كه پياده به آنجا آمده بودند ، پشت نرده‌هاى چوبى كه گرد ميدان كشيده شده بود يا به زير اتاقها و طاقنماهاى اطراف ، يا روى بام اين اتاقها كه ارتفاع زيادى نداشت مىرفتند . سواران نيز گرداگرد ميدان ، جلو نرده‌ها صف مىكشيدند و بدين ترتيب ، ميدان خالى مىشد . شاه با نديمان ، بدرون ميدان مىآمد و همه با فرود آوردن سر ، به او سلام مىكردند . شاه چندين بار ، گردش دور ميدان را تكرار مىكرد و در دفعات بعد ، ديگر كسى سر فرود نمىآورد . شاه با كمال سادگى و مهربانى ، با همه سخن مىگفت و همه را مفتون و شيفتهء خود مىساخت . گاه شاه با كمال سادگى و بدون احساس خطر ، در كوچه‌ها و ميدان و بازارهاى شهر مىگشت ، ولى در اين گردشها كسى حق سخن گفتن و تقديم عريضه نداشت بلكه از دور فرياد « زنده‌باد شاه » برمىآوردند . » « 1 » تكيه و حسينيه : از عهد صفويه به بعد ، كه شيعيان به اقامهء مراسم مذهبى و عزادارى علاقه‌مند شدند ، نه تنها از گذرگاهها و چارسوهاى مسقف براى اجتماعات مذهبى استفاده مى - كردند بلكه ساختن تكيه و حسينيه نيز معمول گرديد . « مهمترين تكاياى آن زمان ، در كاشان ، از اين قرار بوده است : تكيهء پاى نخل ، در اواخر بازار بزرگ شهر ؛ تكيهء سرپوشيدهء كوى طاهر - منصور ؛ تكيهء قبرستان درب باغ ؛ تكيهء گذر سرپره . . . حسينيه‌ها هريك داراى غرفه‌ها و طاقنماهاى بزرگ و كوچك بود و در هر كوى و برزن ؛ در ايام عاشورا ، آنها را سياهپوش مىكردند و به انواع چراغهاى رنگارنگ مىآراستند . . . از دورهء كريمخان زند ؛ تكاياى مخصوص و وسيعترى فقط براى تعزيه‌خوانى ساخته شد كه در وسط آنها تختگاه برجسته‌اى به ارتفاع يك متر از كف زمين ، براى نمايش دادن صحنه‌هاى مختلف تعزيه ساخته شده بود . » « 2 » در اينجا بيمناسبت نيست نگاهى به امپراتورى روم بيفكنيم و شهر معروف قسطنطنيه را با شهرهاى مهم ايران مقايسه كنيم : گيبون در تاريخ انحطاط و سقوط امپراطورى روم ، ضمن توصيف وقايع مربوط به سالهاى 300 تا 500 ميلادى ، از عظمت شهر قسطنطنيه سخن مىگويد و مىنويسد : « در حدود يكصد سال پس از ايجاد اين شهر ، نوشته‌اند كه قسطنطنيه صاحب يك آموزشگاه جامع ، يك سيرك در تماشاخانه ، يكصد و پنجاه و سه باب گرمابهء خصوصى و هشت گرمابهء عمومى ، پنجاه و دو رشته رواق ،

--> ( 1 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين . ج 2 ، ص 84 - 82 ( به اختصار ) . ( 2 ) . آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز ، پيشين . ص 310 - 309 ( به اختصار ) .