مرتضى راوندى
341
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پنج دستگاه سيلو ، هشت آبانبار ، چهار تالار وسيع براى كنكاش نمايندگان سنا يا محاكم داد - گسترى ، چهارده كليسا ، چهارده كاخ ، و چهار هزار و سيصد و هشتاد و هشت باب خانه بود كه هر كدام بواسطهء عظمت و وسعت يا زيبايى ، بر ساير خانههاى تودهء مردم شهر امتياز داشت . » « 1 » پيدايش شهرهاى جديد : غير از شهرهايى كه از بركت موقعيت جغرافيايى ، و يا به حكم علل و عوامل اقتصادى بوجود آمدهاند ، بعضى از شهرها به ميل و ارادهء سلاطين ، با كوچ دادن مردم بعنف ، بوجود مىآمدند كه از آن جمله جلفاى اصفهان و فرحآباد مازندران قابل توجه و شايان ذكر است . پيترو مىنويسد : « يك ارمنى كه از فرحآباد بازگشته بود ، روز سيزدهم فوريه [ 1619 ميلادى ] اين اخبار را به من داد و گفت ، در فرحآباد ، چهل هزار خانوادهء ارمنى و دوازده هزار خانوادهء گرجى و هفت هزار خانوادهء يهودى و در حدود بيست هزار خانوادهء مسلمان اهل شيروان ، و عدهاى از مردم گيلان و سرزمينهاى ديگر زندگى مىكنند كه اهالى بومى و درباريان را نيز بايد به اين رقم اضافه كرد . اين مطلب را مىنويسم تا متوجه شويد كه تشكيل اين شهر با چه مقياس وسيعى شروع شده است ، و مرتبا وسعت و جمعيت آن رو به فزونى است . منتهى بايد صبر كرد و ديد ، آيا بعد از مرگ شاه عباس نيز اين وضع ادامه خواهد داشت يا شيرازهء كار از هم خواهد گسيخت . . . » « 2 » از اين گزارش پيترو دلاواله به خوبى پيداست كه مردم ايران در قرون وسطى ، از يكى از ابتداييترين حقوق مسلم بشرى ، يعنى « آزادى مسكن » ، بىنصيب بودند و زورمندان زمان ، بنا به مصالح اقتصادى و سياسى و نظامى خود ، مىتوانستند مردم بىپناه ، مخصوصا اقليتهاى مذهبى ، را ، بدون مشورت و گفتگو با آنها ، از خطهاى به خطهء ديگر كوچ دهند و لواين كه با اجراى اين دستور ظالمانه ، هزاران نفر از آنها به خاك هلاك افتند و جمع كثيرى دارايى و منبع درآمد و كسب خود را از دست بدهند . پيترو ، ضمن مسافرت خود در مازندران ، راجع به فرحآباد ، مىنويسد : « خيابانهاى فرحآباد تماما پهن و طويل هستند و در دو طرف آنها خانههاى متعددى قرار دارد . در مقابل هر خانه ، چاهى است كه آب باران داخل آن مىشود . خانهها عموما يك طبقه است و سقف آنها با نيهاى مرداب ، كه به خوبى جلو نفوذ باران را مىگيرد ، پوشيده شده است . ديوار خانهها سنگ ندارد بلكه كاهگلى است ؛ فقط خانهء شاه با آجر ساخته شده است . بطور كلى ، تمام اين شهر جديد ، از گل و چوب و نى و كاه ساخته شده ، به اين مناسبت ، غالبا آتشسوزى سرتاسر يك خيابان را از بين مىبرد . به همين علت ، اخيرا شاه ديگر اجازه نمىدهد جز با مواد خوب ، خانهاى بسازند . » « 3 » نقش جارچىباشى در شهرها : را فائل دومان ، ضمن مشاغل عهد شاه عباس ثانى ، از شغل جارچىباشى يعنى رئيس جارچيان نام مىبرد و در وصف او مىگويد : « اين شخص ، تحت فرمان خود ، افراد متعددى دارد كه براى پنج يا شش درم ، در كوچه و بازار راه
--> ( 1 ) . پيشين . ص 256 . ( 2 ) . سفرنامهء پيترو دلاواله ، پيشين . ص 443 . ( 3 ) . همان . ص 176 - 175 ( به اختصار )