مرتضى راوندى
339
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در پشتسر دارد . منطقهء مركزى ، ميدان مشق سواران است . در خود شهر و حومهء آن ، كه زيباتر از خود شهر است ، از قرار اظهارات موثق ، مردم مجموعا ششهزار و پانصد باب خانه ، باغچه و چهل باب مسجد ، سه باب مدرسه ، و بيش از دويست باب امامزاده وجود دارد [ سياحتنامهء شاردن . ج 3 ، ص 83 ] . » « 1 » بازار : بازارهاى كاشان از ديرباز قابل توجه و ديدنى بوده است و مهمترين بازارهاى اين شهر قديمى عبارتند از : بازار مسگرى ، رنگرزى ، زرگرى ، كفشدوزى و بازار ريسمانفروشى . بازار مسگرى كاشان تا نيمهء اول قرن حاضر اهميت و شهرت جهانى خود را از دست نداده بود ، و به گفتهء پروفسور ادواردبراون ، بازار مسگرهاى كاشان با صداى دائمى چكش كه روى مس مىخورد و كورههايى كه مس در آنها قرمز مىشود ، از نقاط تماشايى مشرق زمين است . « 2 » تهران در عهد صفويه : بطوريكه پيترو در سفرنامهء خود ، مىنويسد : شاه عباس در ضمن مسافرت خود در تهران توقف نكرد . و با طعنولعن و نفرين از اين شهر ياد كرده است . و ظاهرا علت اين بيمهرى ، اين است كه يكبار در اثر افراط در خوردن ميوه در اين شهر ، بيمار شده است . ولى پيترو ، علىرغم شاه ، وارد تهران مىشود . به نظر او : « تهران شهر بزرگى است كه از قزوين وسيعتر است ، ولى عدهء كمى در آن ساكن هستند . تمام اين شهر از باغهاى بسيار بزرگى پوشيده شده ، و همه رقم ميوه در آن يافت مىشود ، منتهى به علت گرمى هوا ، صبح خيلى زود ، بايد آنها را بچينند و براى فروش به اطراف بفرستند . تهران پايتخت ايالتى است كه بههمين نام خوانده مىشود و مقرخان است . خيابانهاى آن از نهرهايى كه تعداد آنها فوق العاده زياد است سيراب مىشود ، و همين نهرهاى پهن و باريك و كوتاه و طويل براى آبيارى باغات نيز مورد استفاده واقع مىشود . خيابانها ، پر از درختهاى چنار است كه همه پر برگ و قطور و زيباست . بايد بگويم كه در تمام مدت عمر خود ، هيچوقت تعداد به اين زيادى ، چنارهاى تنومند زيبا نديدهام . تنهء اين درختان به اندازهاى قطور است كه اگر دو مرد دست به دست يكديگر بدهند باز هم نمىتوانند يكى از آنان را در بغل بگيرند . و من بايد واقعا تهران را شهر چنار بنامم . از اين گذشته ، عمارت يا چيز زيباى ديگرى در اين شهر نيست . » « 3 » شهر قزوين : پيترو ، در عهد شاه عباس ، دربارهء قزوين ، چنين مىنويسد : « قزوين شهر بزرگى است كه مركز قسمت بزرگى از ايالت آذربايجان محسوب مىشود . شهر داراى حصار نيست و سكنهء آن غالبا از بازرگانان و سوداگران هستند . خانهها بد و وضع آنها ، بخصوص از بيرون ، رقتآور است ، و از وقتى ، دربار از اينجا منتقل شده ، غالب آنها به خرابى گراييده است . خيابانها بسيار بد و باريك و كج و معوج و پرگردوخاك و به علت تابش آفتاب ، عبور از آنها با زحمت انجام مىگيرد . ساختمانهاى بازار بسيار بيقواره و زشت است . رويهمرفته رونق قزوين خيلى كمتر از آن چيزى بود كه فكر مىكردم ؛ درست برعكس اصفهان كه خيلى بيش از حد تصور من زيبا بود . » « 4 »
--> ( 1 ) . آثار تاريخى شهرستانهاى كاشان و نطنز ، پيشين . ص 149 - 148 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 283 . ( 3 ) . سفرنامهء پيترو دلاواله . ترجمهء شجاع الدين شفا ، ص 288 . ( 4 ) . همان . ص 290 ( به اختصار ) .