مرتضى راوندى
332
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در شرق ، حسنآباد در جنوب شرقى ، سيد احمد و كارون در جنوب ، دولت و لومبان در غرب . در زمان حاضر ، تمام آثار دروازهها از بين رفته است چنان كه در تهران نيز چنين است . زايندهرود در وقت طغيان ، خط دفاعى مستحكمى براى شهر بود . در بهار ، در اثر باران و همچنين آب شدن برفهاى زاگرس ، از اين رودخانه جز بوسيلهء پل نمىشد گذشت و از لحاظ نظامى بسيار اهميت داشت . در زمان صفويه اصفهان داراى چهار پل اصلى و دو پل فرعى بود ، ولى از اينهمه فعلا يك پل فرعى بجاى مانده است . پايينتر از پل اللّه وردى خان ، پل كوچكى بنام پل چوبى قرار دارد . پل خواجو پايينتر از پل چوبى است و شاه عباس ثانى آن را برپايههاى پلى كه اوزون حسن آق قوينلو در حدود دو قرن پيش ساخته بود ، بنيان نهاد . در قسمت جنوبى رودخانه ، پايينتر از هفت دشت و نزديك پل خواجه ، ساختمانى بود بنام آينه خانه كه شبيه چهل ستون ولى كوچكتر از آن بود . تمام اين عمارات از ميان رفته است ، و غالب آنها را ظل السلطان در يك قرن پيش خراب كرد . در محل آنها اكثرا كارخانههاى نساجى ايجاد شده است . قديمترين پل اصفهان به نام پل شهرستان است كه 75 / 2 ميل پايينتر از پل خواجو قرار دارد . پايههاى آن سنگين و كهنه است و نفوذ سبك ساسانى را مىرساند ولى روسازى آن از قرون وسطى است . در زمان شاه سلطان حسين ، سه پل ديگر بر روى زايندهرود در اصفهان بسته بودند . اگرچه شاه سلطان حسين خانهساز خستگىناپذيرى بود ولى از عماراتى كه برپا كرده است تعداد كمى باقى مانده است . اين پادشاه در ساختن قصور و مساجد و مدارس مذهبى و همچنين تعمير ابنيهء قديمى ، مبالغ هنگفتى صرف كرد . بزرگترين و زيباترين عمارات اصفهان ، مدرسهء مادر شاه است كه در قسمت شرق چهارباغ قرار دارد . پرفسورپوپ مىنويسد : « مدرسهء مادر شاه ، ساختمانى است كه وقار ، شخصيت و فريبندگى دارد . در زيبايى كاشىكارى آن افراط نشده است ؛ زيرا با اشكال ساختمانى آنكه ساده و محكم است ، هماهنگى دارد . ساير عماراتى كه شاه سلطان حسين برپا كرده از اين قرار است : 1 ) مدرسهء جلاليه 2 ) مدرسهء شمسآباد 3 ) مدرسهء ميسو ( مصرى ؟ ) . شاه سلطان حسين علاوه بر ايجاد عمارات فوق ، عدهاى از ساختمانهاى قديمى را تعمير كرد . مع الوصف تمام ساختمانهايى كه شاه در اصفهان برپا كرد ، باستثناء مدرسهء چهارباغ ، در برابر قصر مجلل و باغ فرحآباد ارزشى نداشت . ساختمان اين ورساى ايرانى در حدود 1700 ميلادى شروع شد ولى هفده سال طول كشيد . معلوم نيست چرا شاه سلطان حسين به قصر سعادت آباد و گردشگاه آن و همچنين به باغ وسيع هزار جريب كه پانصد فواره داشت و داراى قبههاى زيبا و درختان بيشمار بود اكتفا نكرد . شايد بتوان گفت كه وى مىخواست مثل بسيارى از پادشاهان شرقى ، چيزى بوجود آورد كه تمام آثار پيشينيان را تحت الشعاع قرار دهد . فرحآباد تنها محل تفريح شاه سلطان حسين در حوالى اصفهان نبود . اين پادشاه باغ - وحش بزرگى نيز احداث كرد كه در 17 ميلى جنوب غربى شهر قرار داشت و عبارت از محوطهء چهارگوش بزرگى بود كه هر ضلع آن لااقل يك ميل و نيم طول داشت . در اينجا بايد مختصرى راجع به جلفا در آن زمان بنويسيم . اين شهر ، در نتيجهء سياست