مرتضى راوندى
304
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حل و فصل مىشد . كف و بدنهء دكانها را از حصير يا فرش مىپوشانيدند . در بعضى از مغازهها ، كاسبها روى بالش در انتظار مشترى مىنشستند و در برخى ديگر از مغازهها ، پيشهوران با فعاليت فراوان به كار مشغول بودند و آمدورفت و همهمهء مردم موجب ناراحتى و اشتباهكارى آنها نمىشد . گاه به مشتريانى كه مايل به نشستن بودند چهار پايهاى داده مىشد . كمى قبل از غروب آفتاب ، بازارهاى مهم تعطيل مىشد ، و كاسبان و تاجران و كليهء كسانى كه به قصد گردش يا به منظور خريد آمده بودند ، بسوى منزل خود روان مىشدند . در دكان بسته و قفل مىشد . عسسها و پاسبانها با مشعل و سگ ، گردش شبانهء خود را آغاز مىكردند . با اينكه نگهبانها و عسسها مأمور دولت بودند ، تاجران و كاسبان با پرداخت مبلغى ، سپاسگزارى خود را از آنها نشان مىدادند . هر شب كلمهء عبور يا اسم شب خاصى براى استفادهء نيازمندان انتخاب مىشد ، و پاسبانها و كليهء كسانى كه به حكم اتفاق يا اجبار ناگزير به عبور و مرور مىشدند به عسسخانه رجوع مىكردند و آنها در صورتىكه تقاضا را صحيح و بمورد تشخيص مىدادند ، كلمهء عبور را به خواهنده اعلام مىكردند . معمولا هر بازارى به يكى از ارباب حرفهها و صنايع ، يا رستهء خاصى ، اختصاص داشت ، ولى نانواها ، كبابيها ، آشپزها ، بقالها و فروشندگان انواع نوشابهها ، مهمانخانهها و ميكدهها در بين كاسبان و ارباب حرفههاى گوناگون پراكنده بودند . بازارهاى مهم در مركز شهر و در مناطق پرجمعيت بود ، و اهميت و فعاليت بازارها در هر شهر و ديار فرق مىكرد . در بازار رويگران با فعاليت هزاران رويگر ، در تمام روز با كوبيدن چكش ، صدايى ناگسستنى به گوش مىرسيد ، و در نتيجهء كار مداوم ؛ تودهء عظيمى از طشت ، لگن ، آفتابه ، تاوه در گوشه و كنار دكان انباشته بودند . سفيدگران ، رويينهآلات را چون آينه براق مىكردند ، در حالىكه كندهكاران ، در صندوقها و صندوقچهها با طلا و نقره نقشونگارها مىبستند . بعضى در تهيهء ترازو و ساير آلات و ادوات دقيق تخصص داشتند . ظرفها و اسبابهاى مسى ، از روى وزن خريد و فروش مىشد . گاه رويينهآلات فرسوده را با اخذ مبلغى به نام سرانه با ظروف نو معاوضه مىكردند . در بازار آهنگران ، هزاران كارگر با چهرهاى كه از زغال سياه شده بود ، به جنبوجوش و فعاليت مشغول بودند . بعضى از آهنگرها كمابيش به امور دامپزشكى آشنايى داشتند ، غير از نعل بستن چهارپايان ، گاه به شكستهبندى و بيطارى و معالجهء حيوانات مبادرت مىكردند . بعضى از چارپايان را اخته مىكردند و بعضى از اين بيطارها مدعى بودند كه در 320 بيمارى اسب بصير و صاحبنظرند . ساير آهنگران در ميان انبوه جرقهها ، به ساختن آلات و ابزارهاى گوناگون فلاحتى و يك رشته مصنوعات ديگر نظير لنگر كشتى سرگرم بودند . كمى دور تر ، عدهاى كاردگران و شمشيرگران به ساختن انواع كارد ، شمشير و آينه ، تيغ دلاكى ، قيچى ، انبر و آلات فولادين ديگر مشغول بودند . ريختهگران پس از گداختن قلع و مس و برنجسازى ، به ساختن بعضى اشياء ديگر نظير زنگ ، در كوب و چراغ و غيره مىپرداختند . هريك از اين مصنوعات آلياژ معينى داشت كه روى آن حك مىشد . در يك چراغ ، جاى فتيله عيار معين و بدنهء چراغ عيار ديگرى داشت . كسانى كه اصول معين را در آلياژ رعايت نمىكردند و فى المثل در مصنوع خود مقدار زيادى سرب وارد مىكردند ، مورد بازخواست قرار مىگرفتند . چلنگران به ساختن انواع قفل و كليد مشغول بودند . بعضى قفلها بسيار بزرگ بود و براى بستن در كاروانسراها به كار مىرفت ، و