مرتضى راوندى
305
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
برخى ديگر يعنى قفلهاى اصفهانى ظريفتر و فنردار و كوچكتر بود كه براى بستن در مجرى و صندوق يا صندوقچه استعمال مىكردند . چلنگران همواره قبل از آنكه به اين كار مشغول شوند سوگند ياد مىكردند كه راه خيانت نروند . كسانى كه در كار خود مهارت نداشتند يا كليدى كه ساخته بودند قفل گشودن را نمىشايست ، از اين شغل بر كنار مىشدند . علاوه بر آنچه گفتيم ، بازار شمشيرگران و كمانگران نيز در شهر وجود داشت . ولى غير از اين بازار در داخل برج و باروها نيز فئودالها به ساختن انواع سلاح نظير منجنيق ، تيروكمان ، شمشير و خنجر مشغول بودند . يكى از صنفهاى مهم ، سوزنگران بودند . محل كار و فعاليت آنان نيز در بازار بود . سوزن انواع مختلف داشت و از جهت وزن و آبدادگى و استحكام و بلندى و كوتاهى و تنگ و گشادى سوراخ از يكديگر متمايز مىشد . بعضى از صنعتگران اين رشته در تهيهء ابزارهاى ظريف نيز زبردست بودند . بازار زرگران و جواهرفروشان ، از جهت درخشندگى و تلألؤ جواهرات ، يكى از زيباترين بازارها بود . از قرن يازدهم به بعد ، ساختن جواهرات تقلبى آغاز شد و هنر تقليد از سنگهاى گرانبهاى هندى به حد اعلاى ممكن ترقى كرد . بههمين مناسبت قيمت جواهرات اصيل تنزل يافت و استفاده از جواهرات مصنوعى تقريبا عموميت يافت . مردم مىتوانستند براى ارضاى تمايلات خود ، از جواهرات مختلف براى خودآرايى استفاده كنند . با اينكه در بازار جواهرفروشها همهء جواهرات درخشنده و زيبا بود ، ولى اغنيا به مرواريدها و سنگهاى گرانبها و مردم متوسط و عادى به جواهرات ارزانقيمت بسنده مىكردند . جواهرسازان بعضى از آلات زينتى را از مس مىساختند ، بعد روى آن آب طلا مىدادند و يا بجاى سنگهاى گرانبها ، زينتآلاتى از شيشه درست مىكردند و بعد روى آن را با رنگى دلنشين مىآراستند . در زيان ( خياطان ) نيز بازارى مخصوص به خود داشتند و در هزاران دكانى كه هنرمندان اين رشته در آن مشغول كار بودند ، توپهاى پارچههاى پشمى ، پنبهاى و ابريشمى روى هم چيده شده بود . بعضى به دوختودوز و جمعى به فروش مصنوعات سرگرم بودند . در همين بازار ، پوستفروشها ، رفوگران ، گلدوزها ، قلابدوزها ، يراقسازان ، اتوكشها و لكهگيرها ، هريك دكهاى مخصوص به خود داشتند ، و عدهء زيادى به آنها مراجعه مىكردند . در تمام مدت روز ، خوشپوشان براى به دست آوردن پيراهن يا لباس دلخواه خود ، در بازار گردش مىكردند . گاه ، پارچههايى را كه در بازار خريدارى كرده بودند ، جهت دوختن به بازار خياطها مىآوردند . پارچههاى ابريشمى را وزن مىكردند و خياط مكلف بود كه در پايان مهلت لباسى با همان وزن به مشترى تحويل دهد . بازار بزازان يعنى كژفروشان نيز اهميت بسزايى داشت و همه روزه در آنجا جامههاى ديبا و قطعات طرغو به فروش مىرسيد . در همين بازار ، پارچههاى وطنى كه شبيه محصولات ابريشمى چينى بافته شده بود ، معامله مىشد . و چون در اين دوره ، يعنى در قرن دوازدهم و سيزدهم ميلادى ، پارچهها را در ترازو كشيده و سپس مىفروختند و هنوز ذرع و متر كردن پارچهها معمول نشده بود ، تجار به پارچهها آهار مىزدند تا به اين وسيله بر وزن پارچهها افزوده شود .