مرتضى راوندى
302
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شاهى ) تمام مىشد . در بغداد و بصره ، مردم از قايقهاى بادى براى عبور از دجله استفاده مىكردند و بطورى كه خطيب بغدادى نوشته ، در بغداد سه هزار قايق بادى از آن چند شركت حملونقل موجود بود كه روزانه 90 هزار سكهء نقره از اين راه عايدى داشتند . در هر شهر ، چند دار التجارهء بزرگ بود كه فعاليتهاى مهم اقتصادى در آنها صورت مىگرفت ، و آنها را « فندوق » يا « خان » ( به عربى « الفندق » يا « الخان » ) مىگفتند . اين كاروانسرايها يا تيمچهها حياطى مربع شكل و وسيع داشت و بوسيلهء راهروهاى مسقف به يكديگر مربوط مىشدند . بناى آنها مرتفع و دو سه طبقهاى بود و داراى انبارها ، مخازن ، مغازهها و دفترهاى مخصوصى بود . در اين مراكز تجارى ، فعاليتهاى مهم صورت مىگرفت . در هريك از خانها نوعى خاص از كالاهاى تجارى عرضه مىشد ، و بازرگانان درجهء اول كالاهاى خود را در خانها و كاروانسراها در معرض فروش قرار مىدادند . به اين ترتيب ، تجار دمشق شيشههاى حلب و ديگر كالاهاى سوريه را به مشتريان عرضه مىكردند ، و مواد غذايى هندوستان و زنگبار نظير ادويه ، كهرباى خاكسترى و چوبهاى گرانبها ، بوسيلهء بازرگانان هندى و بازرگانان خوزستانى به معرض نمايش گذاشته مىشد . همچنين مصنوعات مصر ، نظير پارچهها و بلورآلات ، در حجرهء بازرگانان مصرى ديده مىشد . پوستهاى گرانبهاى سيبرى در انبار بازرگانهاى آذربايجانى به نظر مىرسيد ، و ظرفها و مواد ابريشمى ساخت چين و پارچههاى پنبهاى خراسان در تجارتخانهء خراسانيها در معرض فروش قرار مىگرفت . در شهرها ، دهها كاروانسرا يا خان و در پايتختهاى مهم ، نظير بغداد و قاهرهء قديم ، صدها مركز مهم تجارى وجود داشت ، كه زيباترين و جالبترين آنها بازار جواهرفروشها و صرافها و بازار نساجها بود . در بازار نساجها ، مهمترين و پرسودترين فعاليتهاى اقتصادى امپراتورى اسلامى صورت مىگرفت . تيمچهها و خانها از ساعت 9 شروع به كار مىكردند و تقريبا از همين ساعت ، جنبش و حركت فوق العادهاى در ساختمانها و معبرهاى بازار ديده مىشد . عدهاى از حمالها ، دالاندارها و محافظين كالاها به حملونقل و توزين و علامتگذارى كالاهاى مختلف سرگرم بودند و قبل از آمدن كاروان ، بتدريج ، كارها را منظم مىكردند . در تمام مدت روز ، بطور مداوم ، دلالها و بازرگانان در رفتوآمد و تلاش بودند . از ساعت 6 بعد از ظهر ، بار ديگر ، در محيط بازار ، سكوت و آرامش برقرار مىشد . كارگران به كار خود خاتمه مىدادند و بازرگانان مجددا بر الاغ يا قاطر خود سوار مىشدند و بسوى منزل خود كه معمولا در بهترين نقاط شهر بود ، روى مىآوردند . اين موقع ، پاسداران و شبزندهداران با سگهاى بزرگ خوزستانى خود ، در خانها و كاروانسراهاى بازار تا ساعت 9 صبح به مراقبت و پاسبانى مشغول مىشدند . در اين هنگام ، بار ديگر به گردن سگها زنجير مىافكندند ، درهاى بازار گشوده مىشد و دكانها و مغازهها فعاليت نوين روزانهء خود را از سر مىگرفتند . در شهرهاى بزرگ ، در مجاورت خانها كه پر از كالاهاى گرانبها و كمياب بود ، بازار فروش غله ، خرما ، روغن ، فرش ، ميوههاى خشك ، ماهيهاى نمكزده ، صابون ، انواع چوب و انواع و اقسام كالاهاى ديگر وجود داشت . در بغداد و بصره ، خانها يا مراكز فعاليتهاى اقتصادى در امتداد ساحل دجله و در