مرتضى راوندى

299

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عربى نتوانستندى آموختن . و چون وقت ركوع شدى ، مردى بودى كه در پس ايشان بانگ زدى : « بكنيتانكينت » و چون سجده خواستندى كردن ، بانگ كردى : نكونيانكونى » « 1 » . « . . . پس از فتوحات تركهاى عثمانى ، مسجد ، به صورت مركز عبادتهاى مذهبى درآمد و هر نوع كار و فعاليت اجتماعى ديگرى در آن ممنوع گرديد . در حالىكه در دوران قدرت تا زيان ، در مسجد ، هرگونه اجتماع شرافتمندانه‌اى امكان‌پذير بود . يعنى شطرنج‌بازان از مسجد ، بعنوان يك باشگاه ، و طلاب علوم از مسجد چون يك مدرسه و بازاريان از آن مانند يك « سوق » استفاده مىكردند . بنابراين ، از اينكه بعضى از مورخين مىنويسند كه برخى از شهرها ، نظير بغداد و قرطبه ، ده يا بيست هزار مسجد داشته نبايد در شگفتى فرو رفت . در اين دوره ، عده‌اى از مردم ، شب‌وروز در مساجد آمدورفت را داشتند ، و خدام طبق اصول ، مكلف بودند كه غير از نظافت مسجد ، همين كه عبادت پايان مىيافت ، از ورود بچه‌ها و حيوانات به محوطهء مسجد جلوگيرى كنند . ولى در حقيقت ، عمل آنها غير از اين امور بود . خدام مساجد از آمدن مسافرين و گدايان و مردم بىپناه به داخل مسجد جلوگيرى نمىكردند . همين كه بانگ اذان به گوش مىرسيد ، مسلمين براى اداى نماز به مسجد روى مىآوردند . در غير ساعات عبادت ، جمعى از مردم براى ديدار دوستان و گفتگو و وراجى و شطرنج‌بازى و كسب و انتشار اخبار جديد در مساجد گرد مىآمدند . [ همدانى ، مقامات . ص 157 ] . در همين مساجد بود كه شعرا اشعار و آثار خود را براى مردم مىخواندند ، نقالان نقل مىگفتند ، شعبده‌بازان با اعمال خارق العاده و بلعيدن شمشير ، توجه مردم را به خود جلب مىكردند . نامه‌نويسان و محررين در زواياى مسجد مىنشستند و براى مردم بيسواد نامه مىنوشتند . علاوه بر اينها ، در مسجد ، در شهرهاى قديمى ، نظير بيت المقدس ، مكه ، مدينه ، چراغهاى گرانبهاى زرين به كار مىبردند . از اين چراغهاى گرانقيمت طلايى اكنون تعداد زيادى در بيت المقدس ، مكه و مدينه و ديگر شهرهاى مذهبى مىتوان ديد . در شهرهاى بزرگ ، مساجد زيادى وجود داشت ؛ چنان كه در اسكندريه ، پايتخت صلاح الدين ، در قرن دوازدهم ميلادى ، سه يا چهار مسجد در جوار يكديگر ساخته بودند . بعضى از اين مساجد ، با پولهاى كلانى كه بوسيلهء اشخاص معينى پرداخت شده بود ، ساخته مىشد ، ولى بيشتر مساجد از پولهاى ناچيز مردم ساخته مىشد و با كمك و همكارى مردم پايان مىيافت . بعضى مساجد داراى عوايدى بود كه براى نگهدارى آن كافى بود و برخى ديگر بوسيلهء حكومتها نگهدارى مىشد . در سال 1012 ميلادى ( 403 هجرى ) در شهر قاهرهء قديم يا فسطاط واقع در مصر ، 830 مسجد وجود داشت كه هيچ عايدى و موقوفه‌اى نداشت و ادارهء آن از هر جهت ، به عهدهء دولت بود . خليفه از وجوه مذهبى و اعانات مبلغى براى پرداخت حقوق قرآن‌خوانها و طلاب علوم و مؤذنين و ساير خدمتگزاران مسجد ، معين كرده بود . در قرن دوازدهم ميلادى ، براى نگهدارى جامع عمروعاص ، در قاهرهء قديم ، سه هزار دينار مغربى همه روزه مىپرداختند . و خرج مسجد بنى اميه ، يعنى مسجد بزرگ دمشق كه

--> ( 1 ) . تاريخ بخارا ، پيشين . ص 67 .