مرتضى راوندى
290
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مهمى دارند . تا شهرى آب و هواى مناسب و محصولات و مصنوعات جالب و موقعيت ترانزيتى و اقتصادى قابل توجهى نداشته باشد ، در طول تاريخ دوام و بقايى نخواهد داشت : به قول شادروان كسروى : « از نيستى شهرى پديد آوردن ، براى پادشاهان توانا و توانگر آسان نيست ؛ چه شهرها ، تنها از گل و خشت نتوانند ساخت ، بازار و بازرگانان مىخواهد . » « 1 » چنان كه قبلا اشاره كرديم ، در دورهء قرون وسطى ، عدهاى از محققين و پژوهندگان براى آشنا شدن به اوضاع اجتماعى و اقتصادى و آداب و سنن و وضع عمومى شهرها و راههاى ارتباطى و ديگر خصوصيات ملل ، رنج سفر را به خود هموار مىكردند و مشهودات و مسموعات خود را در زمينههاى مختلف ، در سفرنامهها ، به رشتهء تحرير مىكشيدند ، و امروز با استفاده از آن منابع گرانقدر ، مىتوانيم به اوضاع اجتماعى و اقتصادى ايران و ديگر ملل اسلامى آشنا شويم . مسائل فنى در ساختمان : معماران و بناهاى زبردست از ديرباز ، از رعايت دقايق فنى غفلت نمىكردند ، در نزهتنامهء علائى در ذكر « ايوان مدائن » ، مىخوانيم كه استاد بنا ، قبل از آنكه به زدن طاق يا ضربى اقدام كند ، دو سه سال پنهان شد ، تا او را مجبور نكنند كه قبل از فرو نشستن و افت بنا ، ساختمان ايوان مداين را آغاز كند . چون سالى چند بگذشت ، استاد حاضر شد . چون اندازه گرفت ، معلوم شد چند ارش پى بنا فرو نشسته بود ، « گفت از اين عيب ايمن شدم و پايهها قرار گرفت ، باكى نيست » « 2 » پس به انجام بنا همت گماشت . در كتب و آثار تاريخى ، مكرر از مهندسان و معماران سخن بميان آمده است . اسفنديار كاتب ، ضمن گفتگو از بنياد طبرستان ، مىنويسد : « مهندسان بيامدند و بنياد شهر بدين موضع ، كه اسبانه سراى مىگويند ، فرو نهادند . چون شهر را بنيان بنهادند ، با روى حصار از خشت پخته كردند ، و خندقى ژرف گرداگرد شهر بزدند ، و چهار در برين حصار نهادند : باب جرجان ، باب گيلان ، باب الجبل ، باب البحر . مساحت شهر چهار صدگرى ( جريب ) زمين بود . سالها برين قرار بماند . اينجا كه اين ساعت كوچهء گازران مىگويند ، رستهء بزازان بود . عمارت شهر در مدت حيات فيروز ، برين قرار بماند . چون او درگذشت و پسرش خسرو بنشست ، در تحصين و عمارت مبالغت نمود و بيرون از خندق قصرها ساخت و دار الملك خود كرد تا از اطراف مردم رغبت وطن به دو كردند ، و اكابر ملوك براى جوار پادشاه ، باغ و سراى و بازار و مستغل بنياد نهادند . حصارى ديگر از گل بفرمود كردن و گرداگرد اين عمارات نو كشيد . ما بين السورين را ربض گفتندى و هرچه بيرون سورگل بود ، زهق ( سرزمين بىخطر ) ؛ و در قبالههاى كهن اين ذكر بسيار يافتم . » « 3 » بطور كلى ، مادام كه اصول فئوداليسم و ناامنى و بىثباتى در ايران حكومت مىكرد ، عموم طبقات حتى رجال و شخصيتهاى ذيقدرت و صاحب نفوذ ، براى آنكه بتوانند در برابر حملهء غارتگران و متجاوزين بهتر و بيشتر مقاومت كنند ، در ورودى منزل را غالبا تنگ و كوتاه مىساختند ، و در فاصلهء بين در حياط و اتاق مسكونى و حرم ، دالانهاى تودرتويى تعبيه مىكردند تا از ورود مهاجم احتمالى ، بتوان براحتى جلوگيرى كرد . اين وضع تا اواخر عهد قاجاريه دوام يافت .
--> ( 1 ) . مقالات كسروى . گردآورى يحيى ذكاء ، ص 103 . ( 2 ) . شهمردان بن ابى الخير ، نزهتنامهء علائى . ص 52 . ( 3 ) . تاريخ طبرستان ، پيشين . ص 72 - 71 ( به اختصار ) .