مرتضى راوندى
282
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نخست مركزى براى دادوستد و مبادلات تهاترى بوده ، با گذشت زمان ، همين بازارها وسعت و اهميت بيشترى كسب كرده ، جادهها ، ميدانها ، حصارها و برجوباروهايى براى آنها ساختهاند ، و بتدريج ، ارزش اقتصادى و تجارى آنها فزونى گرفته است . علل و عوامل سياسى و سوق الجيشى و موقعيت دينى و مذهبى و اراده و تصميم سلاطين و اشخاص زورمند ، گاه در پيدايش شهرها و وسعت و اهميت آنها مؤثر بوده است . ولى در طول تاريخ ، فقط شهرهايى دوام و ثبات يافته كه ارزش اقتصادى و ترانزيتى داشته است . در عمران و گسترش شهرهايى نظير مشهد و قم ، غير از علل اقتصادى ، عوامل مذهبى نيز مدخليت داشته است . شهرهايى نظير آبادان و مسجد سليمان بيشتر در اثر نفت كسب اهميت كردهاند . و وجود كارخانههاى پارچهبافى نيز به پيدايش شهرهاى چالوس و بهشهر كمك كرده است . شهر بغداد : منصور ، خليفهء عباسى ، پس از مدتى مطالعه و تحقيق در ساحل غربى دجله ، قريهاى ترسانشين به نام بغداد را كه معبر كاروانهاى مختلف بود ، مورد توجه قرار داد ، و بر آن شد كه آن را پايتخت خود قرار دهد . « از سال 141 هجرى ، كه منصور نقشهء اين پايتخت جديد را ريخت ، چهار سال گذشت تا شروع به بناى آن كرد . در سنهء 146 ، قصر خليفه و مسجد شهر تمام شد اما همهء بناى آن در سال 149 بپايان رسيد . در اين مدت ، نزديك صد هزار كارگر و مزدور به كار ساختن شهر مشغول بودند ، و منصور بيش از چهار مليون درهم صرف بناى آن كرد . مبلغى كه با توجه به خست و صرفهجويى منصور ، اندك نيست . شهر به شكل دايره بود ؛ شكلى كه در بناى حران و همدان و دارابجرد نيز به كار رفته بود و بر خلاف مشهور تازگى نداشت . قسمتى از مواد ساختمانى را نيز از مداين كسرى كه رو به خرابى رفته بود ، آوردند . شهر چهار دروازه داشت . كوچههاى شهر دروازههايى داشت كه بهنگام ضرورت آنها را مىبستند . » « 1 » در سرزمين ايران بزرگ ، كمتر شهرى را سراغ داريم كه استحكاماتى نداشته باشد . شايد بتوان قهندز ( كهندژ ) هاى بلخ و بخارا و سمرقند و نيشابور و مرو را قديمترين استحكامات شهرى دانست . اين قهندزها ، كه درست بجاى ارگ ازمنهء بعد هستند ، بر بالاى بلندى داخل شهر قرار داشتهاند ، و معمولا مقر حكمرانان يا محل سلاطين و فرزندان ايشان بوده است . ارگ و قلعهء داخلى شهرها را هميشه بر سر بلنديهاى موجود در آن شهرها ساختهاند . گاهى دامنهء تپه يا كوهى را مىتراشيدند و پرتگاهى عميق به وجود مىآوردند يا رودخانهاى را كه از نزديك محل ارگ مىگذشته است ، مانع طبيعى قرار مىدادند . در شهرستان يا شارستان ، خانههاى مسكونى مردم و محلهاى عمومى ، نظير بازار و حمام و مسجد ، قرار داشته كه معمولا در چهار طرف ارگ بر زمين هموار بنا شده است . دور آن ، بارويى ديگر با برجها در فواصل مختلف ساختهاند و بيرون بارو فصيل و خندق شهر است . دروازههاى اصلى شهر ، در اين باروست و تعداد دروازهها نسبت به بزرگى و عظمت شهر يا طرز ساختن بارو مختلف است ، و معمولا اراضى شهرستان مربعشكل بود و چهار دروازه ميان چهار قسمت باروى شهرستان ساخته مىشد .
--> ( 1 ) . عبد الحسين زرينكوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام . ص 489 .