مرتضى راوندى
283
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اطراف خندق شارستان ، ربض شهر است كه شامل باغها ، كشتزارها و آسيابها و خانههاى بعضى از دهنشينان است . دور ربض نيز حصار و بارويى ديگر مىكشيدند . در شهرهايى كه جمعيت آنها رو به تزايد مىرفت ، اهالى شهرستان بيرون مىآمدند و در ربض خانههايى مىساختند . كمكم ، ربض شهر ، مانند شهرستان ، آباد و پرجمعيت مىشد . كشتزارها و باغها به خارج باروى ربض سابق مىرفت . معمولا در ارگ و بيشتر خانههاى شهرستان ، نقبها و راههاى زيرزمينى مىكندند تا بتوان در مواقع حساس از آنها استفاده كرد . اين راهها گاهى تا يكى دو فرسخ به خارج شهر مىرفته است . در چنين موارد ، لوازم و اسباب زندگى خود را در چاهها يا سردابهاى معينى مىريختند و سر آنها را ، بطورى كه توجه دشمن را جلب نكند ، مىپوشاندند . لوازم عزيزتر و گرانبهاتر را گاهى در درگاهها مىگذاشتند و جلو آنها را تيغه مىكردند و گاهى در خمها و كوزهها مىريختند و در زمين دفن مىكردند . استحكاماتى كه براى پادگان نظامى ، راهدارى ، زندان ، انبار ذخاير و مهمات جنگى يا براى حفظ اشياء گرانبها مىساختند ، به نام دريا قلعه خوانده مىشده است . دژهاى سرزمين ايران نسبت به وضع طبيعى محل و مواد و مصالح موجود در آنجا به اشكال مختلف ساخته شدهاند . اين نوع استحكامات را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد : 1 ) دژهاى جلگهاى ، 2 ) دژهاى كوهستانى . نقشهء افقى اغلب دژهاى جلگهاى مربع يا مربع مستطيل است كه چهار كنج آنها ، چهار برج مدور ساخته شده است . دژهاى كوهستانى در بالاى كوهها منفرد بنا شده ، و محكمترين نوع دژ است ، و طرح بنا و تعداد برجها و كوچكى و بزرگى اين دژها بيشتر با وضع طبيعى كوه ارتباط دارد . « 1 » از وضع ساختمانها و مواد اوليهء بناهاى رفيع سلطنتى ، در دوران بعد از اسلام ، اطلاع دقيقى نداريم ، بيهقى در تاريخ خود ، از كوشك جديد البناى مسعودى و كوشك كهن محمودى ، سخن مىگويد و مىنويسد روز آدينه ، 21 ماه جمادى الاولى 427 هجرى ، سلطان مسعود از كوشك جديد خود بازديد كرد و خانههاى كارداران و كارمندان دولت و غلامان خود را تعيين نمود . و بعد ، از خصوصيات و مزاياى كوشك محمودى بتفصيل ياد مىكند . براى آنكه خوانندگان به اختلاف عظيمى كه بين كلبهء محقر كشاورزان با كاخ عظيم شهرياران وجود داشته ، واقف گردند ، گفتار بيهقى را در پيرامون اين دو كوشك ، نقل مىكنيم : « روز آدينه . . . بسلامت و سعادت ، به دار الملك رسيد و به كوشك كهن محمودى به افغان شال ، بمباركى ، فرود آمد . و كوشك مسعودى راست شده بود ( آماده بود ) چاشتگاهى برنشست و آنجا رفت و همه بگشت و باستقصا ( با كمال دقت ) بديد و نامزد كرد خانههاى كارداران را و وثاقهاى غلامان سرايى را و ديوانهاى وزير و عارض و صاحب ديوان رسالت و وكيل را . پس به كوشك كهن محمودى باز آمد ، و مردم بشتاب در كارها افتادند و هركسى جاى خويش راست مىكرد ، و فراشان جامههاى سلطانى مىافكندند و پردهها مىزدند و چنين كوشك نشان ندهند هيچجاى ، و هيچ پادشاه چنين بنا نفرمود و همه به دانش و هندسهء خويش ساخت ، و خطهاى او كشيد
--> ( 1 ) . ر ك : منوچهر ستوده ، قلاع اسماعيليه . ص 31 - 11 .