مرتضى راوندى

278

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

علت آتش‌سوزى در بازار بخارا : نرشخى در تاريخ بخارا مىنويسد : بروزگار امير سعيد ، نصر بن احمد بن اسماعيل ، در رجب 325 « در بخارا آتش افتاد ، و جملهء بازارها بسوخت ، و آغاز آن از دكان هريسه‌پزى بود ، به دروازهء سمرقند ، كه خاكستر از زير ديگ هريسه برداشت و به بام برآورد . و بر بام او مغاكى بود تا آكنده شود . پاره‌اى آتش در ميان خاكستر بود ، وى ندانسته بود . باد برد و آن آتش بر تواره زد و آن تواره درگرفت و از آن ، جملهء بازارها درگرفت ، و محلهء دروازهء سمرقند جمله بسوخت ، و آتش بر هوا چون ابر ، همى رفت و كوى « به كار » و تيمچه‌هاى بازار و مدرسه فارجك و تيم كفشگران ، و بازار صرافان و بزازان ، و آنچه در بخارا بود بدان جانب همه بسوخت تا به لب رود . و پاره‌اى آتش بجست و مسجد ماخ درگرفت و تمام بسوخت ، و دو شبانه‌روز مىسوخت . و زياده از صد هزار درم ، اهل بخارا را زيان شد ، و هرگز عمارتهاى بخارا مثل آن نتوانستند كردن . » « 1 » در تاريخ بخارا ، در وصف مسجد جامع فرب [ فربر ] « ( بين جيحون و بخارا ) آمده است : « مسجد جامع بزرگ دارد و ديوارها و سقفهاى آن از خشت پخته كرده‌اند ، چنان كه در وى هيچ چوب نيست . » « 2 » ابن حوقل راجع به مزاياى اخلاقى مردم ماوراء النهر و نوع دوستى آنان مىنويسد : « در عهد ما ، در ساير بلاد اسلامى ، توانگران و ثروتمندان و مالداران ثروت خود را صرف عيش و عشرتهاى بى جا مىكنند ، ولى ثروتمندان ماوراء النهر مال خود را صرف ساختن كاروانسراها و راهها و رباطات و موقوفات و بستن پلها و ساير امور خيريه مىنمايند . هيچ شهر و گذرگاه و دهكده‌اى نمىتوان يافت كه در آن كاروانسرايى براى نزول مسافرين نباشد . مطلعى به من گفت كه در ماوراء النهر ، بيش از دو هزار رباط است و در اغلب آنها طعام مسافرين و علف چارپايان برايگان موجود است . هيچ محله و بازار و مجمع و معبر و مركزى نيست كه در آن آب خنك مجانى نباشد . » « 3 » شهرسازى در ايران در پيدايش شهرها ، غالبا دولتها مداخله نمىكردند ، بلكه علل و عوامل مساعد طبيعى و اقتصادى به رشد و تكامل شهرها كمك مىكرده هر منطقه‌اى كه آب كافى ، هواى مساعد ، زمين حاصلخيز و موقعيت جغرافيايى ، اقتصادى و ترانزيتى مناسبى داشت ، با گذشت زمان و آمدورفت كاروانها و بازرگانان و مسافران ، به صورت يك شهر درمىآمد . در ايران ، از ديرباز تا سالهاى اخير ، اصول فنى در شهرسازى هيچگاه كاملا رعايت نشده است . با اينكه ابن حوقل ، اصطخرى و كلاويخو و ديگر جهانگردان از خيابانها و كوچه‌ها و چهارراههاى مستقيم ياد كرده‌اند ، با اين حال به علت فقدان امنيت ، و ادامه جنگهاى فئودالى ، تجاوز مستمر به مال و جان مردم ، تا نيم قرن پيش ، در غالب شهرهاى ايران ، امرى عادى بود . به‌همين مناسبت ، مردم دورانديش ، در مناطق ناامن براى آنكه بتوانند از خود دفاع و در مقابل دشمن متجاوز سنگربندى كنند ، منازل خود را در كوچه‌هاى تنگ و پراعوجاج مىساختند ؛ و گاه در آغاز هر كوچه ، درى چوبى يا آهنى قرار مىدادند و شب هنگام آن را مىبستند و براى مراقبت آن يكى دو تن محافظ مىگماشتند .

--> ( 1 ) . تاريخ بخارا ، پيشين . ص 131 . ( 2 ) . همان . ص 27 . ( 3 ) . حجة الحق ابو على سينا ، پيشين . ص 6 .