مرتضى راوندى

270

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ابن حوقل مىنويسد : « بزرگترين شهر سيستان ، زرنج ( زرنگ ) است كه شهرى است داراى حصن و ربضى با بناهاى بزرگ و پرجمعيت ، و دار الاماره‌هاى دورهء صفاريان و جاهاى ديگر و قهوه‌خانه‌ها . حصار آن ربض را فراگرفته و خندقى استوار پيرامون آن است و اين خندق آب دارد . كه از خود آن برمىآيد ؛ و نيز آبهاى جارى ديگر در آن مىريزد . زرنج پنج دروازه دارد : يكى دروازهء نو ، ديگرى دروازهء كهن ؛ و از هردو آنها به فارس بيرون شوند و مسافت بين آن‌دو اندك است ؛ سوم دروازهء كركويه كه از آن به خراسان بيرون شوند ؛ چهارم دروازهء نيشك كه از آن به بست روند ؛ و پنجم دروازهء طعام كه از آن به روستاها روند ، و آبادترين دروازه‌هاست ؛ و همهء دروازه‌ها آهنين‌اند . اما ربض شهر سيزده دروازه دارد . بناهاى آن ، عموما از گل و بناهايى دراز و به‌هم پيوسته است ، و در آنها چوب به كار نمىرود ، زيرا كرم مىخورد . زندان در شهر و نزديك مسجد جامع است . بازارهاى داخل شهر ، در پيرامون مسجد جامع قرار دارد و بسيار آباد است . از جملهء آنها بازار عمرو است كه وى ساخته و به مسجد جامع و بيمارستان و مسجد حرام ( كعبه ) وقف كرده است . عايدى روزانهء آن ، هزار درهم است . » « 1 » شهر خوارزم : « از فوايد و مسائل غريب از مؤلف الكافى ، ذكرى است در مقدمهء تاريخ خوارزم : خوارزم شهرى بود به نام منصوره . . . بيابان گرد آن را فراگرفته . . . مىگويد از چند تن از مشايخ شنيدم و ايشان مىگفتند ، در منصوره ، دوازده هزار مسجد بود و در آن دوازده هزار كوى بود و در هر كويى مسجدى بود . در آن هزار و صد گرمابه بود . » « 2 » هرات : راجع به ارزش اجتماعى ، اقتصادى و سياسى هرات ، بسيارى از مورخان عالم اسلام مطالبى نوشته و غالبا اتفاق نموده‌اند كه « شهر نامبرده داراى اهميت بسزايى بوده ، و جمعيت آن از تمام شهرهاى خراسان بيشتر ، و زمين آن فوق العاده معمور و حاصلخيز ، مركز تجارت و بازرگانى ، محل اجتماع مردمان توانگر ، و پر از فضلا و دانشمندان بوده است . ابن رسته مىگويد : هرات شهر بسيار بزرگى است . دوروبر آن چهارصد ده بزرگ و كوچك ، و هر دهى داراى چهل و هفت خانهء بزرگ ، و در هر خانه ده بيست نفر سكونت دارند . اصطخرى مىگويد : هرات بزرگترين شهر خراسان است . در تمام خراسان ، ماوراء النهر ، مرو و سيستان و جبال ، شهرى به اين بزرگى يافت نمىشود . در هيچ مسجدى ، باندازهء مسجد هرات اجتماع نمىشود . انبار امتعه و كالاهاى تجارتى ايران به خراسان است . المقدسى مى - نويسد : هرات بوستان اين نقاط است ، جمعيت انبوه دارد ، عمارات آن به‌هم چسبيده است و ده‌هاى بزرگ دارد و مردمش زيرك و شوخ و شنگ داراى ذوق ادبى هستند . از اينجا انواع و اقسام شيرينيها و پارچه‌هاى اعلا به كشورهاى مختلف فرستاده مىشود . ياقوت مىگويد : در 607 هجرى ( برابر با 1210 ميلادى ) كه در خراسان بودم ، هيچ شهرى را نيافتم كه بزرگى و اهميت و شرافت و احترام و زيبايى و پرجمعيتى هرات را داشته باشد . بوستانهاى زياد و چشمه‌هاى طبيعى فراوان دارد . مردمش داراى ثروت هنگفت مىباشند . هرات پر از مردمان فاضل و دانشمند

--> ( 1 ) . ابو القاسم محمد بن حوقل ( ابن حوقل ) صورة الارض . ترجمهء جعفر شعار ، ص 152 - 151 ( به اختصار ) . ( 2 ) . سعيد نفيسى ، در پيرامون تاريخ بيهقى . ج 2 ، ص 697 .