مرتضى راوندى
271
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و اعيان و متمولين معتبر است . بسيارى از علماى بزرگ و اشخاص مهم منسوب به هرات مىباشند . در سال 618 ، كه هرات مورد حملهء مغول واقع گرديد ، بموجب اظهار مؤلف همين كتاب ، صدونود هزار مرد جنگى از هرات براى مقابله با مغول آمادهء نبرد شدند . اين خود ، به خوبى نشان مىدهد كه شهر هرات و اطراف آن تا چهاندازه پرجمعيت بوده است . وقتى نوبت زمامدارى امور آن صفحات به سلسلهء امراء كرت رسيد ، هرات را پايتخت خود قرار دادند و بسى سعى و كوشش نمودند كه بر عمران و آبادى شهر بيفزايند و ويرانيهايى كه در اثر حملات متواترهء مغول روى داده بود ، ترميم و شهر را از سر نو بهتر از پيش بسازند . » « 1 » در كتاب روضات الجنات فى اوصاف مدينة الهرات تأليف اسفزارى ، در بخش دوم از صفحهء يك به بعد ، تاريخچهء اين شهر از آغاز ساسانيان تا حملهء اعراب ، مورد مطالعه قرار گرفته ، و مؤلف با استناد به گفتههاى صاحبان مسالك الممالك نظير ابن خرداذبه و ابن رسته و مؤلف مجهول حدود العالم و مقدسى و ابن حوقل و اصطخرى و ياقوت ، مختصات اجتماعى ، جغرافيايى ، تاريخى و هنرى اين شهر را توصيف مىكند : ياقوت كه در سال 607 ه خود در آن شهر بوده ، هرات را شهر بزرگى از امهات بلاد خراسان مىداند و مىگويد : هيچ شهرى ، مهمتر ، بزرگتر ، زيباتر ، پاكيزهتر و پرجمعيتتر از هرات در خراسان نديدم . « 2 » بارتولد ، ضمن توصيف جغرافياى ماوراء النهر ، از شهر اسفيجاب سخن مىگويد و مى - نويسد كه « اين شهرستان چهار دروازه ، و كاخ و زندان و مسجد جامع و بازارها داشته ؛ و مقدسى بازار پارچهفروشان آن را عليحده ياد مىكند . اسفيجاب بيش از بنكث ، محل اجتماع « مجاهدان دين » بود ، و رباطها ( كاروانسراها ) ى بسيار براى اينان در آنجا ساخته شده بود و به قول مقدسى ، تعداد آنها به 1700 بالغ مىگرديد . رباطها ، مانند همهجا ، بعضا از طرف ساكنان شهرهاى بزرگ براى همشهريان ايشان احداث گشته بود ( مثلا از رباط نخشبيان و رباط بخاراييان و رباط سمرقنديان ياد شده است ) و برخى رباطها نيز با پول اهدايى فلان يا به همان فرد اعيان و بزرگان ساخته شده بود - منجمله رباط قراتگين ، حاكم اسفيجاب كه در زمان نصر بن احمد فرمانرواى آن شهر بود . درآمد بازار قراتگين ( ماهى هفتهزار درهم ) وقف خريد نان و ديگر اغذيه براى فقيران بوده است . بيشتر شهر از خشت و گل ساخته شده بود . » « 3 » شهر بلخ در زمان طاهريان ( نيمهء دوم قرن سوم ) شهرى آباد بود « شيخ الاسلام صفى - الدين ، رحمه اللّه ، ذكر كرده است كه در آنوقت ، آبادى شهر به مقامى رسيده بود كه مقدار يك گز زمين را به هزار درم مىخريدند . و ابو هارون كاتب مىگويد كه عدد تمام مساجد در آنوقت ، 1848 بوده است ، و مدارس آبادان 400 بوده است و 1200 مفتى مصيب بودهاند و 900 دبيرستان معتبر ، و 520 اديب ماهر و 500 حمام آبادان و 400 گنبد يخدان و 300 حوض
--> ( 1 ) . سيف بن محمد يعقوب الهروى ، تاريخ نامهء هراة . تصحيح محمد زبير الصديقى ، ص 4 - 3 ( مقدمه ) . ( 2 ) . معين الدين محمد زمچى اسفزارى ، روضات الجنات فى اوصاف مدينهء هرات . تصحيح سيد محمد كاظم امام . ص 8 . ( 3 ) . تركستاننامه . پيشين ، ص 392 - 391 ( به اختصار ) .