مرتضى راوندى

269

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بدست مىآيد ، و اهالى آنجا آن را در خوراكهاى خود داخل مىكنند و به مقدار فراوان ، از آنجا صادر مىشود . » مركز اين ايالت شهر زرنج بود كه به دست امير تيمور ويران شد . ابن حوقل دربارهء اين شهر مىگويد : داراى قلعه و پنج دروازه است و حومه‌اى پهناور دارد . دروازه‌هاى شهر آهنى است ، مسجد جامع شهر در حومه قرار گرفته ، ساختمانها اكثر خشتى و طاقدار است زيرا چوب و تير از كثرت رطوبت ، مىپوسد و موريانه در آن رخنه مىكند . ساختمانهاى دولتى در حومه و بازار شهر حوالى مسجد جامع است . بازارهاى حومه نيز معمور است از جمله بازار عمرو كه به دستور عمرو ليث ساخته شده و اجاره‌بهاى آن روزى هزار درهم است و وقف مسجد و بيمارستان شهر و مسجد مكه است . بازارهاى حومه تا نيم فرسخ به‌هم اتصال دارد و همه‌جا آب فراوان است . هر خانه سردابى دارد كه اهل خانه در فصل شدت گرما به آنجا پناه مىبرند . مدام ، بادهاى سخت شنها را از سويى بسوى ديگر مىراند . قزوينى ، كه در پايان قرن هفتم مىزيسته ، از آتشكده‌هاى زردشتيان در كركويه ياد مىكند و معتقد است كه بيشتر سكنهء كركويه خوارج هستند . » « 1 » مختصات سيستان : در تاريخ سيستان ( تأليف در حدود 725 - 445 دربارهء « آنچه در ذات سيستان موجود است كه در ساير شهرها نيست » ، چنين مىخوانيم : « اول آنست كه شارستان ( يعنى شهر ) بزرگ حصين دارد كه خود چند شهرى باشد . . . هرگز هيچكس نتوانست آن راستدن . . . و نتوانند تا ابد الدهر ، و مردان مرد حربى باشند و حرب و شوريدن سلاح عادت كرده باشند . . . ديگر جاى بس معتدلست اندر هوا . . . در تاريخ سيستان ضمن بحث در پيرامون فعاليتهاى كشاورزى ، چنين آمده است : و ديگر آسياء چرخ كنند تا باد بگرداند و آرد كند ، و به ديگر شهرها ستور بايد يا آسياء آب ، يا به دست آسيا كنند ؛ و هم از اين چرخها بساخته‌اند تا آب كشد از چاه به باغها و به زمين كه از آن كشت كنند چه اگرچه آب تنگ باشد ( يعنى كم آبى باشد ) و همچنين بسيار منفعت از باد برگيرند . و ديگر ، شهريست به ذات خويش قائم كه به هيچ شهرى محتاج نيست ، كه اگر كاروان گسسته گردد ، همه چيزى از نعمتهاى الوان و جامهاى بزرگوار و آنچه ملوك را و اهل مروت را بايد ، همه اندر آن شهر يافته شود كه به‌جاى ديگر حاجت نيايد ، و زمستان ميوهء تر باشد همچنانكه به تابستان سال تا سال ، و اسپر غمهاء نيكو و همه ساله برهء شير مست يافته شود ، و ماهى تازه به همه اوقات . . . ديگر ، علماء بزرگ خاستند از سيستان اندر باب فقه و ادب . . . هرگز نبود كه خالى بود از علماء و فقها . . . عامهء سيستان علم دوست بايد كه باشد ، و مردان آن مرد و زنان آن زن پاكيزه و با حميت . . . زمين نيست بهتر از زمين سيستان و به هيچ‌جاى ، گوشت حيوان خوشتر از گوشت حيوان سيستان نباشد بطعم و لذت . . . » « 2 » در كتاب حدود العالم ، در وصف شهر « زرنگ » ، مركز قديم سيستان ، چنين آمده است : « شهرى با حصار است و پيرامن او خندق است . . . و اندر وى رودهاست و اندر خانهاى وى آب روان است . . . او را پنج در است از آهن . و ربض او باره‌اى دارد ، و او را سيزده در است و گرمسير است و آنجا برف نبود . » « 3 »

--> ( 1 ) . جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى . پيشين ، ص 366 - 358 ( به اختصار ) . ( 2 ) . تاريخ سيستان . بتصحيح ملك الشعراى بهار ، ص 16 - 11 . ( 3 ) . حدود العالم من المشرق الى المغرب . پيشين . ص 102 .