مرتضى راوندى

249

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وضع شهرها بعد از ظهور اسلام حملهء اعراب به ممالك شرق نزديك ، بطور موقت ، به رشد طبيعى و آبادانى شهرها و فعاليتهاى گوناگون اقتصادى مردم لطمه زد ، ولى پس از خاموش شدن جنگ ، بار ديگر بين مركز خلافت و ممالك شرق نزديك روابط اقتصادى و اجتماعى وسعت گرفت چون شهر يك پديده اقتصادى ، و مولود توسعه و تكامل فعاليتهاى كشاورزى ، صنعتى و تجاريست در اين كتاب از خصوصيات اقتصادى و اجتماعى شهرهاى ايران نيز سخن مىگوييم . مشخصات شهرها « در شهرها و بلاد بعد از اسلام ، چند قسمت مشخص ديده مىشد ؛ يكى قسمت ارگ كه محل قصور سلاطين و امراى وقت بود و بنام « كهندژ » خوانده مىشد و با برجها و ديوارهاى قطور از ساير نقاط مشخص مىشد . دوم ، قسمتى كه مسكن تودهء مردم و بعنوان شهرستان يا شارستان يا مدينه ناميده مىشد . سوم ، قسمتى كه بازارها و عمارات نوبنياد در آن قرار گرفته بود و به اسم « ربض » معروف بود . شهرستان و ربض نيز براى حفاظت خود از حملات احتمالى غارتگران و فئودالها ، بوسيلهء ديوارهاى عظيم و برج و باروها حفاظت مىشد . فرخى گويد : كاخها بينم پرداخته از محتشمان * همه يكسر ز ربض برده به شارستان بار دروازه‌هاى هر شهر ، برحسب جمعيت و موقعيت اقتصادى و نظامى ، كم يا زياد بود . هر دروازه به جاده‌اى كه به يكى از شهرهاى آباد منتهى مىگرديد مربوط بود . هميشه در نزديكى دروازه‌ها ، عده‌اى به ديده‌بانى و مواظبت شهر مشغول بودند . ملك الشعراى بهار ، ضمن بحث در پيرامون شارستان ، مىگويد : « در تاريخ سيستان ، اين لغت ، مكرر و به طرز صريح و روشن ، به معنى نفس شهر يعنى دكاكين و خانه‌ها كه بر گرد ارگ ياقهندز ساخته باشند ، آمده و مىرساند كه غالبا پيرامون شارستان برج و حصار بوده و در حقيقت ، هرچه در اندرون حصار يك شهر بوده است شارستان مىگفته‌اند و آنچه از حصار بيرون بوده است آن را ربض ( بفتحين ) مىناميده‌اند و گاه بوده است كه بر گرد ربض هم باز حصارى مى - كشيده‌اند ، اما غالبا حومهء شهر كه ربض باشد ، بيرون حصار و خارج شارستان بوده است و هيچوقت از شارستان در كتب و دواوينى كه ديده شد ، بلوك و قرى يا ناحيه نخواسته‌اند ؛ منجمله تاريخ سيستان گويد : « آمدن لشكر غزنين بپاى شارستان سيستان و حصار گرفتن امير موبد شارستان را ؛ و اين نوبت آنجا بنشستند و مردمان را در شهر پشردند . » در جاى ديگر گويد : آنچه در ذات