مرتضى راوندى
231
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
است بايد روزى 210 تومان عايد خزانه شود و اين در سال قريب 75 هزار تومان مىشود و شما زياده از 25 هزار تومان نمىگيريد ؛ پس باقى چه مىشود ؟ ممكن است به حضرت نايب السلطنه خلاف عرض كرده باشند . چند روز است كه گوشت ابدا وجود ندارد . » « 1 » در صفحهء بعد ، مىنويسد كه در روز 24 ماه جارى ديدم « انقلابى در دكان قصابى است و بخلاف هر روز ، چند لش گوسفند چاق پروارى به قناره آويخته است . تعجب كردم ؛ تحقيق كردم ، معلوم شد كه چون معبر همايون از اينجاست به حكم نايب السلطنه ، چند گوسفندپروارى در دكان قصابى سر راه به قناره زدهاند تا معلوم خاطر دريا مقاطر همايون شود كه گوشت در پايتخت فراوان است . چنانچه بعد از تشريف بردن شاه ، آدمهاى ملك السلطنه و نظام الملك ، وزير تهران ، اين چند گوسفندپروارى را خودشان بردند . » « 2 » وضع نان در تهران : در نامهاى كه خليل خان شيبانى در جريان مشروطيت به ميرزا ابراهيم خان صديق الممالك شيبانى ، در دههء سوم ربيع الاول سال 1325 قمرى ، نوشته است ، راجع به وضع تهران چنين مىنويسد « خداوندگارا . . اوضاع حاليهء طهران بىاندازه مغشوش است . دو روز است كه بهيچوجه ، نان صحيح پيدا نمىشود و آنچه هست مخلوط پهن و چيزهاى ديگرى است كه ابدا نمىتوان خورد . مسلم است خوردن همچو نانى جز اينكه توليد مرض بكند ، نتيجه نخواهد داشت . عموم مردم بصدا درآمده و بعضى خيالات در نظر دارند كه تمام اسباب خرابى و اغتشاش فوق العاده است . » « 3 » اعتماد السلطنه ، ضمن وقايع 26 رجب 1313 [ هجرى قمرى ] مىنويسد : « از قرار مسموع ، صورت نرخ ارزاق را نايب السلطنه حضور فرستاده بود . نان از قرار منى ، سه عباسى ؛ گوشت چاركى ، چهار عباسى ؛ برنج صدرى ، ششهزار ؛ زغال ، خروارى سه تومان و پنجهزار ؛ روغن رى ، سه تومان و قس عليهذا . » « 4 » در نامهاى كه حكيم الممالك ظاهرا به پدر خود نوشته است ، هزينهء زندگى خود را در پاريس به شرح زير مىنويسد : كرايهء اتاق ، در ماه : 7 تومان ؛ خدمتكار اتاق : 1 تومان ؛ دو نفر معلم در ماه : 9 تومان ؛ خرج ناهار دو رنگ چيز ، روزى دو هزار : ماهى 6 تومان ؛ كرايهء كالسكهء آمدن و رفتن به سفارتخانه : 13 تومان ؛ رختشور : 2 تومان . ملاحظه مىفرماييد در ماهى 38 تومان خرج معين است . علاوه بر اين ، خرج لباس از همه بالاتر است . زمستان شروع مىشود ، خرج زغال ، چاى ، و خرج حمام است كه هردفعه پنجهزار قيمت دارد . « 5 » حكيم الملك مىنويسد كه من مىخواهم در دو سال ، كار ده سال را بكنم و
--> ( 1 ) . روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه . پيشين ، ص 947 . ( 2 ) . همان . ص 948 ( به اختصار ) . ( 3 ) . يكصد و پنجاه سند تاريخى ، پيشين . ص 371 . ( 4 ) . روزنامهء خاطرات اعتماد السلطنه . پيشين ، ص 1051 . ( 5 ) . ر ك : حسين محبوبى اردكانى ، « چند نامه از حكيم الممالك » ( مقاله ) ؛ مجلهء بررسيهاى تاريخى . سال 6 ، شمارهء 4 ، ص 270 .