مرتضى راوندى
226
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ديگر از صنايع مهم دستى كشور ، خاتمسازى ، قلمزنى فلزات ، پارچهبافى ، منبتكارى و جز اينهاست . اتخاذ يك سياست صحيح در زمينهء صنايع دستى ، از اهم ضرورتهاى بسط و توسعهء سالم اقتصاد ملى ايران بشمار مىآيد . در وهلهء اول ، چنين به نظر مىرسد كه در عصر تمركز روزافزون سازمان و دستگاه توليد ، كه منتهى به بهرهورى بيشتر و در نتيجه هزينهء توليد و قيمت فروش كمتر مىشود ، بخصوص با بسط و توسعهء مداوم صنايع خود كار ، كه ماشين را ، نه تنها جايگزين كاردست مىكند بلكه به هدايت ماشين و بوسيلهء ماشين كالاهاى فراوان توليد مىشود و در نتيجه واحدهاى كوچك توليدى و حرف صنايع دستى محكوم به نابودى و زوال مىباشند . اين حكم ، بطور كلى ، نادرست است . اما در موارد متعدد ، بايد در قبول و شمول آن تعديل لازم قايل شد و در حفظ بسيارى از واحدهاى توليدى كوچك و يا حرف و صنايع دستى كوشيد ؛ البته به شرطى كه در فعاليت آنها ضرورتهاى اقتصادى و بازرگانى ناشى از نظام اجتماعى عصر جديد رعايت شود و فعاليت و سازمان اين گونه واحدها براساس و بنيانى صحيح و قابل قبول پىريزى گردد . نگاهدارى و حمايت بسيارى از انواع واحدهاى كوچك توليدى دستى ، بدلايل مختلف ، حتى در چهارچوب اقتصاد متحول و صنعتى امروز جهان ، ضرورى و سودمند به نظر مىرسد . هرچه صنعت بيشتر پيشرفت كند و سطح زندگى و قوهء خريد افزايش يابد ، مصرف عمومى كالاهاى صنعتى يكنواخت و مورد نياز عامه افزايش مىيابد و انسانها بسوى آن مرحله از تحول اجتماعى خود ، كه نقاط ضعف بسيار هم دارد و به نام تمدن مصرف خوانده مىشود ، نزديك مىشوند . اما بموازات آن ، احتياج بشر به كالاهايى كه مصرف آن خارج از معيارهاى معين و موجب لذت و امتياز زندگى باشد بيشتر مىشود و براى اين كالاها بازارى روزافزون بوجود مىآيد . جلوهء بارز اين وضع ، اقبال روزافزون مصرفكنندگان كشورهاى ثروتمند صنعتى اروپاى غربى و آمريكاى شمالى نسبت به محصولات صنايع دستى ايران مخصوصا فرش است . در سال 1347 برابر 5 / 27 % از صادرات كشور ( بدون احتساب نفت ) فرش بوده است و اين رقم در حال پيشرفت به نظر مىرسد . بالا رفتن سطح زندگى و قوهء خريد ، در كشورهاى پيشرفتهء صنعتى چناست كه ديگر هدف و آرزوى بسيارى از خانوادههاى كارگرى يا كارمند ساده داشتن دستگاه گيرندهء تلويزيون يا يخچال برقى يا ماشين رختشويى و يا حتى وسيلهء نقليه شخصى نيست ؛ اين قبيل كالاها جنبهء عادى و عمومى و مبتذل يافتهاند ؛ آنچه باعث امتياز و برترى است داشتن كالاهاى « اختصاصى » و غيرمعمول است . بازار فروش اين قبيل كالاها در كشورهاى ثروتمند صنعتى ، در حال گسترش مداوم است و كشورهايى كه داراى سنتهاى كهن در صنايع دستى اصيل و هنرى هستند نبايد از توجه به اين مهم غافل بمانند . اين تجزيه و تحليل نشان مىدهد كه در بسيارى از موارد ، حفظ و حمايت و تشويق و راهنمايى واحدهاى توليدى كوچك تخصصى و بخصوص حرف و صنايع دستى ، جنبهاى كاملا اقتصادى و قابل دفاع و منطقى و هماهنگ با مقتضيات و نيازمنديهاى عصر ما دارد ؛ بخصوص