مرتضى راوندى
227
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كه در مرحلهء انتقالى توسعهء اقتصادى ، نگاهدارى بسيارى از اين واحدها ، هم به تحديد بيكارى مزمن ، كه يكى از دشواريهاى بزرگ بيشتر كشورهاى كمتر توسعه يافته است ، كمك مىكند و هم محصولات آنها ممكن است تا حد قابل ملاحظهاى جوابگوى تقاضاى عمومى روزافزون ناشى از اجراى برنامههاى بسط و توسعه و ازدياد قوهء خريد مصرفكنندگان باشد . توجه منطقى به حمايت و حفظ صنايع كوچك دستى ، در بسيارى از كشورهاى توسعه نيافته چون ايران ، كه با شكل بيكارى پنهان مواجه هستند ، جنبه و اهميت خاص پيدا مىكند ؛ چرا كه از طرفى نابودى اين حرف و صنايع باعث تشديد بيكارى پنهان و مشكلات اجتماعى ناشى از آن خواهد شد و از طرف ديگر ، فراوانى نيروى كار و تعداد كارگران ، اين امكان را به اقتصاد ملى مىدهد كه بدون توسل به سرمايهگذاريهاى سنگين و استفاده از ماشينهاى گرانقيمت ، بسيارى از كالاهاى مصرفى را با كيفيتى قابل قبول ، از طريق توليدات صنايع دستى ، تأمين نمايد . و يا با صدور بسيارى از محصولات اين صنايع به كشورهاى ثروتمند و صنعتى ، بدلايل و جهاتى كه پيشتر ياد شد ، درآمد ارزى قابل توجهى بدست آورد . ولى بايد توجه داشت كه قبول ضرورت حفظ و حراست بسيارى از حرف و صنايع كوچك و يا دستى ، مستلزم رعايت اصول صحيح اقتصادى در نظم كار و بهرهبردارى از آن است تا محصول خود را به قيمت و كيفيتى قابل قبول به بازار عرضه دارند . چنين به نظر مىرسد كه تشكيل شركتهاى تعاونى توليد ، جوابگوى مجموعهء اين مسائل و مشكلات باشد . » « 1 » درآمد ملى وضع درآمد ملى ، در ايران بعد از اسلام ، مورد مطالعه قرار نگرفته است ؛ آنچه مسلم است در طى اين چهارده قرن ، فقط در دورههايى كه امنيت و آرامش نسبى در مملكت برقرار بوده و از بركت آن ، مردم به فعاليتهاى كشاورزى و صنعتى دست مىزدند ، وضع درآمد ملى ، كمابيش رضايتبخش بوده است . به نظر صاحبنظران اقتصادى ، درآمد ملى عبارت است از مقدار توليد و كليهء منافعى كه از خارج نصيب مردم يك مملكت مىشود . براى ارزيابى و تعيين ميزان درآمد ملى ، بايد به يكى از سه طريق زير اقدام شود : 1 . جمع كل درآمد كليهء افراد ؛ 2 . جمع كل ارزش توليد كليهء افراد و ارزش خدماتى كه افراد بانجام مىرسانند ؛ 3 . جمع كل ارزش كليهء كالاهايى كه افراد خريدارى مىنمايند باضافهء پساندازهاى آنان . امروز در كشورهاى پيشرفتهء جهان حساب بالنسبه دقيقى از درآمد ملى كه بهترين معرف قدرت اقتصادى و سطح زندگى يك ملت است موجود مىباشد . در انگلستان قبل از جنگ ، حد متوسط درآمد هر فردى فقط يكصد ليره بود ، ولى درآمد افرادى كه داراى كسب و كار بودند ، به دويست ليره مىرسيد و حد متوسط درآمد هر خانواده به 300 ليره مىرسيد . در ايران قرون وسطى ، سطح توقعات مردم بسيار پايين بود و مردم اگر از خوراك و پوشاك و مسكن متوسطى برخوردار بودند ، خود را خوشبخت مىشمردند . ولى امروز با پيشرفت تمدن و اكتشافات و اختراعات جديد ، حدود توقعات و انتظارات مردم دائما بيشتر مىشود . گوبينو كه در عهد ناصر الدين شاه در ايران بود ، در نامهاى كه در ژوئيهء 1855 به توكويل
--> ( 1 ) . ژان مارسل ژانه ، اصول علم اقتصاد . ترجمهء هوشنگ نهاوندى ، ص 96 - 91 ( به اختصار ) .