مرتضى راوندى

15

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پاشنهء سنگى مىچرخيد استفاده مىكردند . مردم به روى زمين در بسترى از شاخ و برگ ، پوست ، بوريا و يا در ننو مىخوابيدند ، بجاى بالش قطعه چوبى زير سر مىگذاشتند . در اين دوران ، معمولا بر حصير يا پوست حيوانات مىنشستند . بايد دانست كه نيمكت نيز سابقه‌اى بسيار قديمى دارد . ظروف را از چرم ، چوب و شاخه‌هاى بهم بافته و يا پوست درخت مىبافتند . با اختراع سفال‌سازى ، امكان طبخ غذا براى انسان فراهم شد . ظروف گلى را در آتش مىپختند . ابداع هنر سفالگرى كار زنان است . نخستين پوشاك انسان ، كمربند ، شنل ، پيشبند و پاچين بوده است ، و در مناطق سرد ، اندك اندك ، استفاده از تن‌پوش ، شلوار ، پوست حيوانات ، ريسندگى ، بافندگى ، استفاده از پشم و الياف گياهان معمول گرديد . كفش ، كه استعمال آن پس از لباس متداول گرديد ، محدود به برخى سرزمينها بود و از چرم و پوست حيوانات و گاه از چوب يا پوست درخت ساخته مىشد . » « 1 » بطوريكه گوردن چايلد ، ضمن بحث در پيرامون تكامل فن كشاورزى ، نوشته است : « بموجب مداركى كه از دو هزار و پانصد سال پيش از ميلاد در دست است با ايجاد ترعه‌ها ، جلوگيرى از طغيانها ، زهكشى باتلاق‌ها و آبيارى مناطق خشك ، يك زمين جوكارى هشتاد و شش مرتبه بيش از آنچه در آن كشت شده بود حاصل مىداد ، و كشاورزان ، به اين ترتيب ، مىتوانستند علاوه بر مصرف خويش ، مقدار زيادى محصول ذخيره داشته باشند . » « 2 » به نظر ويل دورانت : « انسان هنر پيش‌بينى و خصلت دورانديشى را از طبيعت آموخت ، و مفهوم زمان را دريافت . انسان كه مكرر مىديد پرندگانى چون داركوب ، فندق و ساير دانه‌ها را در شكاف درخت پنهان مىسازند ، و زنبور ، عسل را در كندوى خود ذخيره مىكند ، فكر ذخيره كردن براى آينده را دريافت ، و شايد براى آنكه به اين مرحله از فهم برسد ، هزاران سال ، در حالت بىتوجهى نسبت به آينده بسر مىبرده است . با گذشت زمان ، وسيلهء نگاهدارى گوشت از راه خشكاندن يا دود دادن يا در يخ نگاه داشتن آن ، به دست انسان افتاد ؛ كار مهمتر ، آنكه انبارهايى براى حفظ دانه‌بار ، از باران و رطوبت و حشرات و دزدان ساخت و در آنها خوراك خود را براى فصول بيحاصل سال ، ذخيره كرد . به اين ترتيب ، با مرور زمان ، بر وى معلوم شد كه كشاورزى ممكن است وسيله‌يى باشد كه بهتر و بسامانتر از شكار ، خوراك او را تأمين كند . هنگامى كه چنين شد ، انسان يكى از سه گامى را كه براى گذشتن از زندگى جانورى و درآمدن به عالم تمدن ضرور است برداشته بود ، و اين سه مرحله عبارت است از : سخن گفتن ، كشاورزى ، خطنويسى . » « 3 » « هنگامى كه انسان آتش را پيدا كرد ، اين حرص كوركورانه كه به خوردن همه‌چيز داشت ، تخفيف يافت ، و آتش بدستيارى كشاورزى ، نيازمندى انسان را به شكار ، تا حد زيادى ، كمتر ساخت . با پخته شدن غذا جذب سلولوز و مواد نشاسته‌يى كه در گياهان موجود است آسان

--> ( 1 ) . هيأت محققان شوروى ، تاريخ جهان باستان ، ترجمهء انصارى ، همدانى و مؤمنى ، ج 1 ، ص 74 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . سير تاريخ . پيشين . ص 82 . ( 3 ) . مشرق زمين : گاهوارهء تمدن ، ( تاريخ تمدن ) بخش اول ، كتاب اول ، پيشين . ص 16 - 15 .