مرتضى راوندى
16
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گشت و به اين ترتيب ، انسان توانست شالودهء غذاى خود را بر روى غلات و بقولات قرار دهد . از طرف ديگر ، با پخته شدن غذا ، مواد سخت آن نرم شد و احتياج به جويدن نقصان پذيرفت و از همينجا خراب شدن دندانها كه يكى از معايب مدنيت است بتدريج آغاز شد . . . اگر انسانيت انسان با سخن گفتن ، و مدنيت با كشاورزى آشكار شده ، صناعت نيز با پيدا شدن آتش امكانپذير شده است . انسان هرگز آتش را اختراع نكرده بلكه اين معجزه به دست طبيعت انجام پذيرفته است ؛ خواه از مالش برگها و شاخههاى درختان بوده باشد يا از جهيدن برق يا از تركيب پارهاى مواد شيميايى . هنگامى كه انسان بر معجزهء آتش دست يافت ، آن را به هزاران خدمت گماشت كه نخستين آنها ، به گمان ما ، مقهور كردن بزرگترين دشمن او ، يعنى تاريكى شب بود . پس از آن ، از آتش استفادهء حرارت كرد و ، به اين ترتيب ، توانست از مناطق استوائى به جاهاى ديگر برود و ، خرده خرده ، تمام سطح زمين را آباد و قابل سكونت سازد . سپس با آتش ، مواد معدنى را نرم و چكشخوار ساخت و از مخلوط كردن آنها با يكديگر چيزهايى به دست آورد كه از حيث سختى و فرمانبردارى ، بهيچوجه ، با آنچه از طبيعت بدست مىآمد ، قابل قياس نبود . آتش ، باندازهيى ، در نظر مردم ابتدائى شگفتانگيز و پرسود بود كه آن را يكى از معجزات مىپنداشتند و چون خدايى ستايش مىكردند . انسان ابتدايى ، در عينحال كه به شكار مىرفت و گلههاى خود را مىچرانيد ، و به زيرورو كردن زمين مشغول بود ، پيوسته در فكر يافتن وسايلى مكانيكى بود كه بتواند در حل هزاران مسألهء زندگى دستيار وى باشد . در آغاز كار ، به اين قانع بود كه از مواهب طبيعت استفاده كند و ، به همين جهت ، ميوههاى زمين را براى خوراك ، و پوست و پشم حيوانات را براى پوشاك ، و غارها را بعنوان مسكن خود به كار مىبرد . . . بعدها ، با تقليد از ميمونها و ديگر حيوانات ، در صدد تهيهء وسايل دفاعى براى خود برآمد . به قول فرانكلن ، انسان جانورى است كه افزار مىسازد و به كار مىبرد . انسان با چوب خيزران ، نيزه و كارد و سوزن و بطرى مىساخت و از شاخهاى درخت ، گاز و گيره تهيه مىكرد ، و با پوست درخت ، طناب و پارچههاى متنوع مىبافت . چوبدستى و عصا براى انسان ابتدائى وسيلهء بذرافشانى و دفاع بود ، و بجاى نيزه ، پيكان و شمشير به كار مىرفت . همچنين انسان از معادن و سنگها ، اسلحه و ادواتى ساخت ؛ مانند چكش و سندان و ديگ و كارد و سر پيكان و اره و رنده و اهرم و داس و مته و جز آنها كه امروزه در موزهها همهء آنها را مىتوان ديد . پس از طى اين مراحل ، براى انسان ابتدائى ، سه گام ديگر مانده بود كه بايد بردارد و به عوامل اساسى تمدن اقتصادى برسد ، و آنها عبارتند از : وسايل حملونقل و عمليات بازرگانى و ايجاد وسيلهء مشتركى براى مبادلات . » « 1 » از آنچه گذشت ، كموبيش ، به مراحل مختلفى كه انسان ابتدايى طى كرده است آشنا شديم . اكنون سير تكاملى تمدن و وضع زندگى اقتصادى را در ايران مورد مطالعه قرار مىدهيم : دكتر گيرشمن معتقد است كه در سرزمين ايران ، انسان ، در پايان دورهء سكونت در غار ، موفق به ساختن ظروف سفالين ناهموار شده بود . « اين ظروف از فرط دودخوردگى به رنگ سياه
--> ( 1 ) . همان . ص 23 - 17 ( به اختصار و تناوب ) .