مرتضى راوندى
190
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
قصور ، رسانند ، دوستدار از جانب امناى دولت عليهء ايران مىتواند تعهد نمايد كه همهجا حمايت آنها نموده با رفاه بال ، معاملهء مال را كرده خالى از نقص و و بال مراجعت به اوطان اصلى خود نمايند ؛ و اگر آلات حربيه به اين ديار آورند ، خود دوستدار موافق سوقيهء عادله ابتياع خواهد كرد و تشويش از عدم فروش نداشته باشند . . . تحريرا فى ذى حجه 1260 » « 1 » تجارت ابريشم و سنگهاى قيمتى « ابريشم و پشم و سنگهاى قيمتى ايران از قبيل فيروزه و مرواريد هميشه دقت تجار را به طرف اين مملكت جلب نموده و از راههايى بسيار دور ، گروهگروه ، براى تجارت و خريدوفروش مىآمدهاند . چنان كه ماركوپولو ، سياح مشهور ايتاليايى كه در اواخر قرن هفتم در ايران سياحت نموده ، سخن از تاجرهاى جنوايى مىراند كه در آن عهد ، در درياى خزر كشتيرانى مىنمودهاند و دائم با ايران روابط تجارتى مهم داشتهاند و با گيلان معاملهء ابريشم مىنمودهاند . بنا به نوشتهء همين سياح ، معلوم مىشود كه مردم تبريز عموما مردمان تاجر و صنعتكار بودهاند و انواع زياد از قماشهاى ابريشمى و زردوز نفيس و زيبا به عمل مىآوردهاند كه به قيمتهاى گزاف خريد و فروش مىشده است و هم در آن زمان ، ابو اسحق استخرى كه از راه رشت به سارى مىرفته ، در كتاب خود كه موسوم است به مسالك الممالك ، از ابريشم گيلان سخن مىراند و مىگويد كه بمقدارهاى هنگفت ، در گيلان و طبرستان به عمل مىآمده است . در قرن نهم ، جوزافا باربارو « 2 » كه در سال 879 هجرى ( 1474 ميلادى ) از طرف جمهورى و نيز در ايران سفير بوده ، از پارچههاى لطيف ابريشمى يزد بسيار توصيف مىنمايد و در همان اوان نيز وينچنتيود الساندرى « 3 » مىگويد كه منسوجات ابريشمى و مخملهاى خراسان با مخملها و قماشهاى جنوا برابرى مىكند . در قرن دهم ، در سال 935 هجرى ، عدهاى از تجار پرتغالى در خليج فارس مستقر گشته و در آنجا مشغول تجارت گرديدند و مال التجارههاى خود را از هرمز به بصره و از آنجا از راه بغداد و سوريه به اروپا مىفرستادند . در اوايل قرن يازدهم ، جان كارترايت « 4 » مىگويد : ابريشمى كه ساليانه براى بافت وارد كاشان مىشود ، بيش از پنبهاى است كه وارد لندن مىشود ؛ و هم در اين قرن ، ايران با اغلب ممالك خارجه مناسبات تجارتى زياد پيدا نمود و به بعضى مملكتها عمال و نمايندهها فرستاد ؛ چنان كه براى خريدن مس چند تن به سوئد و براى معاملات ديگر چند تن را به چين فرستاد . » « 5 » وضع اقتصادى و صنعتى كاشان در عهد فتحعلى شاه « در سال 1801 ميلادى ، سرجان مالكم ، سفير كبير بريتانيا ، وضع اقتصادى كاشان را در نامهء رسمى خود چنين گزارش مىدهد : « ابريشم كاشان و قالى آن اشتهار دارد . محصول ابريشم كاشان كه بلافاصله بعد از رشت قرار دارد ، از مخمل و ساير چيزهايى كه در اروپا تهيه مىشود ، به بهترين طرزى تقليد شده است ؛ چه مردم اين شهر صنعتكار هنرمند و اهل
--> ( 1 ) . يكصد و پنجاه سند تاريخى ، از جلايريان تا پهلوى ( دورهء قاجار ) . به كوشش جهانگير قائممقامى ، ص 177 . ( 2 ) . Josafa Barbaro ( 3 ) . Vincentio d , Allessandrie ( 4 ) . John Cartwright ( 5 ) . گنج شايگان . پيشين ، ص 5 .