مرتضى راوندى

180

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بود ، و شخصا دو كله منار از سرهاى بريده شده ، ديد . تجار انگليسى در اين ايام ، در اثر مخالفت حكومت روسيه با حمل كالاهاى انگليسى از خاك آن دولت ، با مشكلات زيادى روبرو گرديدند ؛ ولى در هرحال ، اين شكستها آنان را از ادامه دادن به فعاليتهاى بازرگانى باز نداشت . در همين ايام ، نادر به اهميت و ارزش نيروى دريايى پىبرد و التون را به رياست كل سازمان كشتىسازى ايران تعيين كرد . هان‌وى دربارهء اين مأموريت ، مىگويد : « محرك نادر در قسمت تأسيس نيروى دريايى ، عشق و علاقهء او در بدست گرفتن تجارت و سلطهء دريايى خزر بوده است . » التون مركز فعاليتهاى خود را در لنگرود و لاهيجان تأسيس كرد و براى از بين بردن مشكلات ، به تكاپو پرداخت . الوارها را از جنگل بريده به ساحل رسانيد ؛ پارچه‌هاى بادبان را از پنبه بافته طنابها را از ليف كتان درست كرد . اهالى محل ، كه بدون دريافت مزد به اين بيگارى مجبور بودند ، با اين اقدام مخالف بودند اما التون كه فقط يك تاجر انگليسى و چند روسى و چند هندى در اختيار داشت ، يك كشتى كه 23 توپ داشت به آب انداخت . حكومت روسيه فعاليتهاى دريايى ايران و نادر شاه را با نظر خصمانه مىنگريست اما التون ، پس از قتل نادر ، در آنجا باقى ماند تا اين‌كه در شورش سال 1751 كشته شد ، و با مرگ او ، نقشهء ايجاد نيروى دريايى از بين رفت . » « 1 » بطور كلى ، حملهء افغانها به ايران و دوران آشفتگى و اغتشاشى كه متعاقب آن رخ نمود ، سبب گرديد كه زندگى اقتصادى كشاورزان ، پيشه‌وران و بازرگانان بيش از پيش آشفته گردد . تجارتخانه‌ها و نمايندگان بازرگانى كشورهاى خارجى نيز در اين دوران ، زيان فراوان ديدند . از جمله بارون نيفوزن « 2 » نمايندهء دولت هلند ، را در بصره زندانى كردند . دولت هلند به تلافى اين اقدام ، جزيرهء خارك را تصرف كرد و فرماندار بصره را مجبور نمود كه از روش خصمانهء خود دست بردارد . نمايندگى بازرگانى بريتانيا در بندرعباس ، در سال 1761 ، بواسطهء اخاذى و تعديات فرماندار لار بسته شد ، و در سال 1763 ، بندر بوشهر مركز جديد فعاليتهاى بازرگانى گرديد . « 3 » به نظر محققان شوروى ، « نمىتوان گفت كه دولت نادر شاه ، بالكل ، در انديشهء احياى نيروهاى توليدى ايران نبود . در بعضى نواحى ايران و بخصوص در بخشهاى خاورى آن ، كارهاى ساختمانى جريان داشت و مؤسسات آبيارى احياء مىشد ( از آن جمله بند سلطان بر رود مرغاب ترميم و احياء گرديد ) و برخى شهرها و نقاطى كه از سكنه خالى گشته بود ، مجددا مسكون گشت . به اين معنى كه مردم شهر و روستا و افراد چادرنشين را ، باجبار ، از محل ايشان كوچانيده به سكونت در آن شهرها مجبور مىكردند . ولى كارهاى ساختمانى بىنظم و نامستمر و غالبا از لحاظ فنى ناقص بود ، دقت كافى نمىشد و در بسيارى از موارد ، به منظور تظاهر و شهرت نام نادر ، انجام مىگرفت . گذشته از همهء اينها ، اين ساختمانها با استفاده از كار اجبارى و بدون مزد و بدست رعايايى كه فقير و ناتوان گشته ، ديگر طاقت اين كوشش اضافى بيمزد را نداشتند به عمل مىآمد .

--> ( 1 ) . همان . ص 425 - 422 ( به اختصار ) . ( 2 ) . B . Kniphausen ( 3 ) . ر ك : همان . ص 438 - 437 .