مرتضى راوندى
179
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ايران بتدريج كم مىشد ، طبق قانون اقتصادى ، ارزش كالا پايين مىآمد و قوهء خريد عمال نادرى افزايش مىيافت . نادر شاه مىتوانست با پولى كه بدون استفاده در كلات نادرى گردآورده بود كشور خود را طورى آباد كند كه معمورترين كشور جهان گردد . ولى آن كار را نكرد و فشار محصلين ماليات بر مردم سبب شد كه هزارها قصبه و قريه از بين رفت و اراضى زراعتى مبدل به بيابان لم يزرع شد و در بعضى از قسمتهاى ايران ، حتى پول مس كه پشيز بود بدست نمىآمد ؛ زيرا مردم هرچه پشيز داشتند بابت ماليات داده بودند . » « 1 » در همان سالهايى كه مردم ايران در اثر مظالم زمامداران ( آخرين پادشاهان سلسلهء صفوى و نادر شاه و جانشينان او ) با فقر و فلاكت و ورشكستگى اقتصادى روبرو بودند ، در اروپا از بركت امنيت و آرامش ، فعاليتهاى گوناگون اقتصادى توسعه مىيافت . جنبش بورژوازى و رشد سرمايهدارى ، آخرين آثار فئوداليسم را از ميان برمىداشت . در چنين شرايطى ، بازرگانان اروپا براى تهيهء مواد خام و بازار فروش ، به تكاپو افتادند . تجار و بازرگانان انگليسى كه از قرن شانزدهم و هفدهم ، در راه بسط نفوذ اقتصادى خود در ايران و ديگر كشورهاى آسيايى سعى و تلاش مىكردند ، در عهد پرآشوب نادرى نيز ، از پاى ننشستند . جان التون بازرگان انگليسى با مقدارى كالا عازم بخارا و خيوه گرديد ، ولى چون در آنجا آتش جنگ را شعلهور ديد ، كالاهاى خود را به رشت آورد ، و با رضاقلى ميرزا ، فرزند نادر شاه ، به مذاكره پرداخت و بموجب فرمانى كه از او دريافت كرد ، تسهيلاتى در كار بازرگانان انگليسى فراهم شد . التون ، پس از مراجعت به انگلستان ، از موقعيت مناسب اقتصادى مشهد و ديگر بلاد خراسان با هموطنان خود سخن گفت و مشهد را چون انبار مناسبى براى ذخيرهء كالا و تجارت با بخارا و خيوه معرفى كرد . التون در فعاليتهاى بازرگانى خود ، با رقابت روسها در خارج و با مخالفت بازرگانان ارمنى در داخل كشور مواجه گرديد ؛ زيرا بموجب امتيازاتى كه التون كسب كرده بود ، مىتوانست بدون پرداخت ماليات ، كالاهاى خود را حملونقل يا به فروش برساند در حالىكه ارامنه ناچار بودند مالياتهاى سنگين به مأمورين دولت بپردازند . « 2 » « در نتيجهء رقابت روسها با تجار انگليسى و اشكالاتى كه آنها در راه حمل كالاهاى انگليسى از طريق روسيه فراهم كرده بودند ، بازرگان ديگر انگليسى به نام هانوى براى حل مشكلات راه ايران پيش گرفت . پس از ورود به استرآباد ، وى با تركمنهاى غارتگر روبرو شد . آنها به ضبط كالاهاى بازرگانان انگليسى پرداختند و تصميم داشتند كه تجار انگليسى را مجبور كنند كه بعنوان گلهبانى ، به خدمت آنان درآيند ولى اقدامات محمد حسين خان قاجار ، آنان را از اين مهلكه رهايى بخشيد . هانوى ، پس از آنكه به خدمت نادر رسيد ، موفق گرديد از او فرمانى براى دريافت كالاهاى غارت شده دريافت كند . در فرمان قيد شده بود در صورتىكه كالاها از بين رفته باشد ، قيمت آن را بپردازند . هانوى ناچار براى بدست آوردن امتعهء خود ، بار ديگر راه استرآباد پيش گرفت . وى در آنجا ناظر مجازات وحشتناكى شد كه نسبت به ياغيان به عمل آمده
--> ( 1 ) . همان . ص 69 - 68 . ( 2 ) . ر ك . سرپرسى سايكس ، تاريخ ايران . ترجمهء سيد محمد تقى فخرداعى گيلانى ، ج 2 ، ص 420 .