مرتضى راوندى
178
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
چنين مىكردند . در نتيجهء بيماريهاى پىدرپى و همهگير ، صدها هزار نفر نابود شدند . طاعون ، تب ، زخم پا و بيماريهاى شديد معده تعداد كمى از بيماريهايى است كه سربازان به آنها دچار مىشدند . در نوامبر سال 1742 ، براتيشف از دربند گزارش داد كه از ميان دو هزار سپاهى ، حتى نتوانسته يك نفر را هم سالم پيدا كند ، و نشانههاى سلامت را در او ببيند . » « 1 » بطور كلى ، در دورهء نادر شاه ، « در نتيجهء ويرانى واحدهاى توليد كشاورزان ، صنايع دستى از مواد اوليه ، و بازرگانان از تجارت بسيارى از كالاها محروم گرديدند . به پيشهوران و بازرگانان نيز جريمههاى پولى زيادى بسته شد . آنها موظف شدند كه گذشته از پرداخت اين جريمهها ، براى قشون شاه نيز ، به قيمت ارزان كالا تهيه كنند . شورشها و قيامهاى درون دولت نادر و همچنين جنگهاى پىدرپى با كشورهاى همسايه ، امكانات بازرگانى داخلى و خارجى را كاهش مىداد . آثار زندگى در بسيارى از شهرها از بين رفت و قيمت آذوقه چند برابر افزايش يافت . » « 2 » ژانگورهء فرانسوى در كتاب خواجهء تاجدار ، سياست اقتصادى نادر را چنين تصوير مىكند : « نادر شاه در سنوات آخر عمر خود ، درصدد برآمد كه باب تجارت را بين ايران و انگلستان مفتوح كند و دو نفر بازرگان انگليسى [ يوحنا ايلتون ( جان التون ) ، يونس ، هنوى ( جان هانوى ) ] به ايران آمدند و در اصفهان سكونت گزيدند . اين دو بازرگان انگليسى ، با مساعدت و تشويق نادر شاه ، دايرهء تجارت خود را وسعت دادند و مقدار زيادى از كالاهاى انگليسى را وارد ايران نمودند و در عوض ، كالاهاى ايران بخصوص فرش و پارچههاى زربفت و شيرينيهاى مخصوص ، بالاخص « گز » را به انگلستان صادر كردند . بازرگانان مزبور ، خشكبار ايران را هم به انگلستان فرستادند و از جمله طعم نخودچى را به مذاق انگليسيها رسانيدند . از جمله كالاهايى كه ايلتون وارد ايران كرد ، ماهوت سرخ و كلاه پاپاخ انگليسى بود . نادر ماهوت سرخ رنگ را پسنديد . » « 3 » سياست اقتصادى نادر شاه ژانگورهء فرانسوى ، دربارهء سياست اقتصادى نادر شاه ، چنين داورى مىكند : « نادر شاه ، پادشاه ايران ، بعد از اينكه مقدارى زياد زر و سيم و جواهر بدست آورد ، چون نمىدانست كه با آن پول چه كند و رسم سرمايهگذارى در ايران براى كارهاى بزرگ انتفاعى متداول نبود ، در صدد برآمد كه آن را در مكانى قرار دهد كه كسى نتواند بسرقت ببرد . طلا و نقره و جواهر ، بعنوان ماليات ، از مردم گرفته مىشد و به خزانهء نادر منتقل مىگرديد و بعد از انتقال ، براى فعاليتهاى اقتصادى و عمرانى بين مردم برگشت داده نمىشد مگر براى پرداخت جيره و مستمرى سربازان و كاركنان ديوان و آن مقدار پول ، بقدرى نبود كه سبب رواج كسب و تجارت گردد . بههمين جهت ، مردم كه موجودى خود را بابت ماليات مىپرداختند و آن وجوه به دست مردم برنمىگشت ، سال بسال ، فقيرتر مىشدند و در عوض ، خزانهء نادر معمورتر مىگرديد و در آن خزانه ، زر و سيم و جواهر بيشتر انباشته مىشد بدون اينكه نادر شاه از پول و جواهر مزبور استفادهيى بكند . چون پول در
--> ( 1 ) . همان . ص 290 - 280 ( به تناوب و اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 302 . ( 3 ) . خواجهء تاجدار ترجمهء ذبيح الله منصورى ، ج 1 ، ص 130 .