مرتضى راوندى
166
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حتى نود درصد ميزان محصول برسد ( ماليات هم جزو آن بود ) . بنا به گفتهء كمپفر ، در واحهء اصفهان ، كه در آنجا روابط كالا - پولى بر اشكال ديگر تفوق داشت ، مال الاجاره از رعايا در بيشتر موارد نقدا مأخوذ مىگرديد ( از قرار 6600 دينار « 33 عباسى » از هر جريب شخم خورده ) . اگر شاه مالك اراضى بود ، زمين و آب مىداد و بذر و دام متعلق به روستايى بود . وى دوسوم محصول را به شاه مىداد . پرداخت ماليات و كار اجبارى نيز به عهدهء او بود . اگر شاه به روستايى مستأجر ، گاو كارى و گاوآهن هم مىداد و وى را از ماليات معاف مىكرد ، سهم روستايى به يكچهارم محصول تقليل مىيافت و شاه كه مالك زمين بود سهچهارم محصول را دريافت مىداشت . اگر شاه روستايى را از كار اجبارى معاف مىكرد ، سهم زارع فقط يكهشتم محصول بود . شاردن مىگويد كه در واحهء ثروتمند اصفهان ، روستاييان ايرانى مرفهتر از روستاييان فرانسه بودهاند . ولى وضع سراسر ايران چنين نبود . با اينحال ، شاردن مىنويسد : روستاييان ايران ، بالكل ، بيحق بودند و تحت يك رژيم استبداد و خودكامى زندگى مىكردند . مأمورين دولتى ، گاه به ضرب و شتم آنان مىپرداختند ، وسايل نقليهء ايشان را مىگرفتند و به ميل خويش ، مدتى در خانهء روستاييان مىماندند و از كيسهء آنان تغذيه مىكردند و گاهى وجوهى نيز مطالبه مىكردند . علاوه بر اين ، از تمام رعايا پيشكشى ، سلامانه و عيدى به جنس يا نقدا مىگرفتند . به اين ترتيب ، وضع روستايى اسكان يافته كه در زير بار فشار بهرهء مالكانه و مالياتها و مظالم مأموران و مالك ، رنج مىبردند ، بمراتب بدتر و سختتر از وضع چادرنشين ايلاتى بود . چادرنشينان ايلاتى كه در قشون فئودالى خدمت مىكردند سهمى از غنايم مىبردند و مسلح بودند ، در حالى كه رعايا اسلحه نداشتند و كوچكترين مأمور دولت و سپاهى و حتى مستخدمين فئودالهاى بزرگ مىتوانست به آنها زور بگويد و تجاوز كند . در دورهء صفويه « در ايران بردگى و بردهفروشى همچنان وجود داشت ولى از بردگان چون مستخدم خانه و اعضاى حرم استفاده مىكردند . بردگان بر سه قسم بودند : « اسيران » ، « زرخريدان » و آنان كه در خانهء صاحب خود متولد شده بودند كه به آنان « خانهزاد » مىگفتند . » « 1 » در سال 937 هجرى ، در كارگاههاى ابريشمبافى شاهى ، كنيزان كار مىكردند . با اين كه در عهد شاه عباس ، نيروهاى توليدى و كشاورزى قوس صعودى مىپيمود ولى به نظر محققان شوروى ، اقتصاد ايران در اين دوران ، هرگز به آن سطح رفيعى كه در آغاز قرن سيزدهم يعنى پيش از حملهء مغول رسيده بود ، نايل نگشت . سياحان خارجى از ارزانى خواربار در ايران سخن مىگويند . در حدود سال 1081 هجرى ، در خوزستان 54 فونت ( هر فونت 453 گرم ) نان گندم و يا 18 گوسفند را به يك عباسى مىخريدند . در قرن يازدهم ( قرن 17 ميلادى ) پرورش كرم ابريشم در ايران چنان ترقى كرد كه نه قبل و نه بعد به آن درجهء اوج و ارتقا نرسيد . به گفتهء اولئاريوس ، در قلمرو دولت صفوى ، ساليانه بيست هزار عدل ابريشم خام توليد مىشد و به گفتهء شاردن ، 22 هزار عدل كه هريك 276 فونت وزن داشت . طبق اظهار شاردن ، گيلان ده هزار عدل ابريشم خام ، و مازندران دو هزار و خراسان سه هزار ، و ماد ( آذربايجان ) سه هزار و قرهباغ دو هزار ، و گرجستان دو هزار عدل توليد مىكرد .
--> ( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين . ص 531 - 521 ( به اختصار ) .