مرتضى راوندى
165
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
علاوه بر اين جمله ، مزرعهء بزرگى را هم كه در آن جو كاشته شده بود ، در اختيار وى نهادند تا چارپايان خود را در آنجا بچراند . چهل و پنجبار هيزم نيز براى مطبخ و گرم كردن خانهاش فرستاده شد . » « 1 » دولت صفويه نه پيش و نه پس از دوران شاه عباس ، به آن درجه قدرت سياسى كه در عهد وى بدان نايل آمده بود ، نرسيد . معذلك نبايد دربارهء شخصيت شاه عباس غلو كرد و جهات ضعف او را ناديده گرفت . « چنان كه گفته شد ، در عهد شاه عباس اول ، ميزان بسيارى از عوارض و مالياتها تقليل يافت و اضافاتى كه در فاصلهء بين سالهاى 1570 و 1580 ميلادى ( 978 - 988 هجرى ) بر مالياتها وضع شده بود ، لغو گشت و بعضى از مالياتها ، بالكل ملغى گشت ؛ بويژه در نواحى مركزى ايران . ولى در عهد جانشينان شاه عباس اول ، ميزان مالياتها و عوارض مجددا بتدريج بالا رفت و در پايان قرن هفدهم ميلادى ( 1110 هجرى ) ميزان عوارض و مالياتها بشدت ترقى كرد و مالياتهاى تازه وضع شد . اين وضع چند سبب دارد : اولا به علت ترقى روابط كالا - پولى ، دولت و فئودالها به پول محتاج بودند و مىكوشيدند بر ميزان درآمد خود بيفزايند ؛ از جانب ديگر ، در حدود سال 1050 هجرى ، جنگ با تركيهء عثمانى و خاننشينهاى ازبك ( كه غنايم جنگى دايم و مستمر نصيب دولت و فئودالها مىكرد ) قطع شده بود . كماكان ماليات اصلى همان ماليات ارضى يا خراج بود كه در آن زمان ، « مال » و وجوهات يا ماليات ناميده مىشد و بيشتر به جنس دريافت مىشد ( 15 تا 20 درصد محصول ) ؛ و در بعضى نقاط ، بخشى از محصول ماليات نقدى دائمى از هر جفت گاو مأخوذ مىگرديد . ماليات باغها و بستانها ، عشر و توتستانها 50 درصد محصول بود . دامداران ( به استثناى آنان كه در عراق عجم زندگى مىكردند ) مالياتى به نام « چوپانبگى » ، به ميزان يك هفتم پشمى كه از دام حاصل مىشد ، همچنين يك هفتم زاد و ولد دامها گرفته مىشد و از اسب و خر يكسوم بهاى آنها اخذ مىشد . در ازاى آبيارى مزارع و بستانها ، ماليات خاصى اخذ مىگرديد . علاوه بر اينها ، از كشاورزان ماليات فوق العادهاى به نام « عوارض » مىگرفتند . آماده كردن علفه و علوفه براى قشون و سخره و چاپار و بيگار و نزوله و كار اجبارى در ساختمانها و قنوات ، به نفع دولت و فئودالها بار سنگينى به دوش روستاييان بود . شيوهاى كه در ميان اشكال گوناگون بهرهكشى فئودالى تفوق داشت ، كماكان مال - الاجاره يا بهرهء جنسى بود . روستايى در مقابل زمينى كه در اختيار داشت ( كه معمولا ارثى بود ) به مالك زمين بهرهء مالكانه مىپرداخت . در اراضى ديوانى و املاك خاصهء شاهى و موقوفه و سيورغال ، بطور كلى ، تمام مالياتها جزو اين بهرهء مالكانه بود . سهم مالك بابت استفاده از زمين و آب در بيشتر موارد از يكپنجم تا يكسوم محصول اراضى شخم زده ، و از درختان ميوهدار يك دوم تا دو سوم محصول بود . اگر روستايى از مالك ، گذشته از زمين و آب ، دام ( گاو نر ) و بذر نيز دريافت مىداشت ، سهم مالك از ميزان فوق نيز افزون مىگشت و ممكن بود تا 80 درصد و
--> ( 1 ) . زندگانى شاه عباس اول ، پيشين . ج 4 ، ص 46 - 45 .