مرتضى راوندى
164
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مأمورين او بفروشند . سپس او ، ابريشمهاى خريدارى شده را به بازرگانان ايرانى يا خارجه به بهايى كه خود معين مىكرد ، مىفروخت و همه سال از اين راه حلال ! سودى در حدود 8 ميليون تومان به خزانهء خويش مىريخت . به گفتهء پىيترو دلاواله ، « پادشاه ايران بزرگترين و يگانه تاجر كشور خويش است و هر معامله را كه سود بسيار داشته باشد ، به شخص خود اختصاص مىدهد . هيچگونه محصول و متاع سودآورى در ايران نيست كه اختيار خريد و فروشش در اختيار وى نباشد ؛ چنان كه من خود در اصفهان به چشم خويش ديدم كه عمال او پيازهاى مخصوص شاه را به مردم مىفروختند . » پىيترو دلاواله در جاى ديگر مىگويد : « پارچههاى ابريشمين و زربفت در ايران ، به زنان اختصاص دارد و لباس مردان هميشه از پارچههاى نخى و يكرنگ ولى بسيار چشمگير و روشن دوخته مىشود كه اعيان كشور ، به سبب دوختن لباسهاى گوناگون ، آن را همه روزه عوض مىكنند و پس از سه يا چهاربار پوشيدن ، به يكى از خدمتگزاران خويش مىبخشند . اين لباس را شاه عباس مرسوم كرده است تا ابريشم در ايران كمتر به كار رود ، و بيشتر به كشورهاى بيگانه صادر گردد و از اين طريق بر ثروت كشور بيفزايد . » « 1 » در عهد شاه عباس : پىيترو دلاواله كه در عهد شاه عباس به ايران آمده و سفرنامهء گرانقدرى از او در دست داريم ، مىنويسد : چون مدت اقامت شاه در مازندران به طول انجاميد ، دستور داد بر آذوقه و ما يحتاج مهمانان پىيترو بيفزايند . « همراهان پىيترو دلاواله ، از زن و مرد ، 12 تن بودند و پنج يا شش اسب و هشت شتر نيز در اصطبل داشت . براى اين جمله ، از طرف شاه عباس ، آذوقه و ما يحتاج زير ، دوبار براى مدت يك ماه يا اندكى بيشتر ، فرستاده شد : آرد : 250 من تبريز برنج : 150 من تبريز كره : 36 من تبريز مرغ : 80 عدد خروس اخته : 19 عدد پياز : 27 من شراب : 20 من بره : 17 عدد تخممرغ : 600 عدد نخود : 15 من نمك : 12 من ادويهء گوناگون : 3 من كشمش براى پلو : 5 من برگه زردآلو : 5 من پنير : 10 من ماست : 20 من شكر سفيد : يك ظرف بزرگ ناردان : 10 من شمع گچى بزرگ و بلند كه هريك يك كيلوگرم و نيم وزن داشت و دو تا سه شب مىسوخت و نيمسوختهء آن را بيشتر در راهروها و اتاقهاى خصوصى به كار مىبردند : 50 عدد پيه مخصوص پيهدانهاى نقره كه روشن مىكردند و روى قالى برابر حاضران ، يا روى سفره پيش روى مهمانان مىنهادند : 12 من گلاب : 5 قرابه عسل : 5 من نارنج : هزار عدد جو براى چارپايان : يك خروار
--> ( 1 ) . همان . ص 232 - 229 ( به اختصار ) .