مرتضى راوندى
163
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اجناس مرغوب ايران را بوسيلهء ايشان صادر مىكند و آنچه را كه خريده است براى فروش ، به بازرگانان ايرانى مىسپارد . . . در ايران ، هيچكس جز وزير مخصوص كه از جانب شاه تعيين شده است ، اجازهء معامله با تجار بزرگ خارجى را ندارد . هرگاه كه اجناسى تازه ، وارد ايران شود ، نخست انواع آن را از نظر شاه مىگذرانند تا اگر پسنديد خريدارى كند ، و گرنه در اختيار ديگران گذارد . . . » « 1 » سياست كلى شاه عباس اين بود كه حتى الامكان بر صادرات بيفزايد و از واردات بكاهد . بازرگانان تركستان و هندوستان و چين و انگلستان و اسپانى و هلند و تجار ونيزى و ارمنى در فعاليتهاى تجارى ايران به ممالك شرق و غرب نقش مهمى داشتند . اجناس و امتعهء شرقى بيشتر عبارت بود از پارچههاى ابريشمى و چاى كه از چين مىآوردند ، ادويهء گوناگون و انواع جواهر و نفايس ديگر ، از هندوستان و كشورهاى شرقى آسيا . « شاه عباس چون مىشنيد كه كاروانى از بازرگانان بيگانه به سرحدات كشور رسيده است ، بيدرنگ ، رعاياى خود را از معامله با ايشان منع مىكرد تا ناگزير ، امتعهء خويش را به بهايى نازل تسليم او كنند يا به دروغ ، شهرت مىداد كه راهها ، بسبب لشكركشيهاى تازه ، خراب و دور از امنيت است ؛ بطورى كه بازرگانان بيگانه ، ناچار براى احتراز از خطرهاى احتمالى ، آنچه داشتند به بهاى ارزان مىفروختند يا با امتعهء ايرانى بقيمتى كه او مىخواست مبادله مىكردند . تاورنيه ، جهانگرد فرانسوى ، مىنويسد ، شاه عباس با تجار و رباخواران هندى كه طلا و ثروت كشور را به خارج منتقل مىكردند ، رابطهء خوبى نداشت و آنان را از يهوديها بدتر مىشمرد ؛ چه آنان پول را از سرمايهداران و بزرگان ايرانى با صدى هشت يا صدى نه بهره مىگرفتند و به نيازمندان از قرار صدى سى يا بيشتر ، در مقابل وثيقه يا گروگان كلان ، وام مىدادند . ابريشم در دورهء صفويه ، يكى از اقلام مهم صادرات ايران بود . بنا به گفتهء يكى از سفراى بيگانه در عهد شاه صفى ، گيلان در حدود 8000 ، شروان در حدود 3000 ، خراسان 3000 ، مازندران 2000 ، و قراباغ 2000 عدل ابريشم صادر مىكرده است . مجموع حاصل ابريشم ايران در سال ، نزديك 20 هزار عدل بود و هر عدل ابريشم ، ايران در آن زمان ، در حدود 36 من وزن داشته است . ولى بايد دانست كه يك من وزن معمولى در زمان شاه عباس ، در سراسر كشور ، يكسان نبوده و از آن جمله يك من در تبريز معادل 3 كيلو ، در گيلان برابر با 6 كيلو ، و در شماخى و قراباغ مساوى با هشت كيلو بوده است . مصرف سالانهء ابريشم را در سراسر ايران ، در آن دوره ، در حدود يكهزار عدل نوشتهاند . ظاهرا شاه عباس چون ديد واردات ايران بر صادرات فزونى دارد و هر سال مقدارى از سرمايههاى نقدى ايران به خارج صادر مىشود ، تجارت خارجى ايران را در كف خود گرفت . در عينحال ، شاه به حكم آزمندى ، از قدرت سياسى خويش سوءاستفادهء فراوانى مىكرد ، بطورى كه در تمام دوران سلطنتش ، توليدكنندگان ابريشم ناگزير بودند محصول سالانه را به نصف قيمت به مباشرين و
--> ( 1 ) . سفرنامهء سرتامس هربرت ؛ به نقل از زندگانى شاه عباس اول . ج 5 ، ص 227 .