مرتضى راوندى

160

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ميليون دينار ) از اين محل بدست مىآورد . سياحان قرن هفدهم ، از رشد اقتصادى بعضى از نواحى كشاورزى ، سخن مىگويند . گندم و جو در همه‌جاى ايران كاشته مىشد و به گفتهء شاردن ، در ايران ، نان گندم فراوان بود و همه‌جا به قيمت ارزان يافت مىشد . كشت برنج و پنبه‌كارى در قرن شانزدهم و هفدهم ، سخت رايج بود . كشت گياههاى رنگى ( روناس ، حنا و زعفران ) و دارويى ، و ادويهء غذايى و همچنين سبزيكارى كه در آغاز قرون وسطى چندان متداول نبود ، بسيار وسعت گرفت . كشت خشخاش ترياك و توتون ، از قرن شانزدهم به بعد ، بسط و توسعه يافت . كشت درختان ميوه و احداث تاكستانها روبه فزونى بود . بموازات پيشرفت فعاليتهاى كشاورزى ، در شهرها نيز پيشه‌وران و بازرگانان به كار و كوشش مشغول بودند . در منابع تاريخى قرن يازدهم هجرى ، بيش از پيش ، از صنوف پيشه‌وران سخن بميان آمده است . صنف صلاحيت فنى استادكار را گواهى مىداد و تصويب مىنمود . در هر صنفى ، درجات مختلف « شاگرد » و « خليفه » و « استاد » وجود داشت و مراسمى براى اعلام استادى برگزار مىشد . هر صنفى يك رئيس انتخابى داشت كه مقامات شهرى او را برسميت مىشناختند . كتاب تذكرة الملوك مىنويسد كه مردم هر كوى و دهكده و هر صنف ، از ميان خود ، شخصى را كه معتمد و شايستهء اطمينان باشد ، برمىگزينند و گواهيى ( تعليقه ) و خلعت براى منتخب خود دريافت مىدارند ؛ و او پس از آن به ، امور ايشان رسيدگى مىكند . هيچكس نمىتوانست بدون اجازه رئيس صنف ، كارگاه صنعتى بگشايد . استادان صنف ، مجامعى داشتند . در سه ماه اول هر سال ، كلانتر شهر جلسه‌اى از تمام رؤساى اصناف در خانهء خود تشكيل مىداد و طرز تقسيم كل ماليات پيشه‌وران ( بنيچه ) را ميان اصناف مختلف معين مىكرد . طبق اطلاعات مندرج در منابع تاريخى زمان سلجوقيان و ايلخانان مغول ، در آن روزگاران ، مأموران مالى و عملداران ، به نظر خود ، به پيشه‌وران ماليات مىبستند و با اصناف مشورت نمىكردند و آنها را به حساب نمىآوردند . در قرن هفدهم ميلادى ( يازدهم هجرى ) بعضى از اصناف ، مقدار معينى از محصول حرفهء خويش را برسم ماليات جنسى ، تحويل خزانه مىكردند و برخى ديگر ، بجاى آن ، ماليات نقدى مىپرداختند كه بنابه گفتهء شاردن ، از هر دكان ( كارگاه پيشه‌وران ) ساليانه ده تا بيست « سو » يعنى قدرى بيش از نيم يا يك عباسى بود . اصناف رابطهء نزديكى با فرق درويشان حيدرى و نعمت اللهى ، كه از قرن