مرتضى راوندى

161

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شانزدهم تا هجدهم در بلاد ايران بسيار ذىنفوذ بودند ، داشتند . استادان كارگاههاى دربارى ، در ميان پيشه‌وران ، واجد مزايايى بودند . در اين كارگاهها ، ديگر بردگان صنعتگر كار نمىكردند بلكه پيشه‌وران آزادى كه اجرت مىگرفتند در مؤسسات مزبور مشغول كار بودند . كارگران كارگاههاى دربارى ، گاه به امر صدر اعظم يا مستوفى الممالك تعيين مىشدند ، و استادان كارگاههاى دربارى مواجب و هدايايى در آخر هر سال ، دريافت مىداشتند . در رأس امور هر شهرى ، كلانتر قرار داشت . كلانتر موظف بود از حقوق و منافع شهريان در دادگاه دفاع كند ، و مراقب باشد كه حاكم ( داروغه ) به مردم فشار نياورد و اجحاف نكند ، و مالياتها از مردم بر خلاف قاعده اخذ نشود و مبلغ مالياتها و عوارض ديگر دولتى را ميان كويها و اصناف تقسيم و سرشكن كند . بدين‌طريق ، اسما كلانتر مدافع منافع شهرنشينان بود ولى در واقع امر ، نمايندهء منافع بزرگان شهر - مالكان محلى و روحانيان و تجار بزرگ - بود . ارامنهء جلفا نيز كلانتر خود را از ميان تجار بزرگ انتخاب مىكردند . صنف تجار و روحانيان و اصناف و پيشه‌وران در محلات شهر ، از حق ادارهء امور داخلى خويش برخوردار بودند و رؤساى خود را انتخاب مىكردند و بعد ، به تصويب كلانتر مىرسانيدند . صنعت نساجى از عهد شاه عباس اول ، بطور محسوس ، روبه ترقى رفت و در غالب شهرها ، كارگاههاى بزرگ نساجى بوجود آمد . به گفتهء اولئاريوس ، اكثريت پيشه‌وران ايرانى را نساجان و رنگرزان تشكيل مىدادند . در صنعت ابريشم‌بافى ، پارچه‌هاى ابريشمى يكرنگ به نام « كمخا » و چند رنگ به نام « قصب » و پارچه‌هاى ابريشمى ساده و يا زردوزى و نقره‌دوزى و زربفت و انواع مختلف مخمل مورد توجه بود . به گفتهء شاردن ، صدجور زربفت‌دوزى وجود داشت . براى بافتن زربفتهاى گرانبها ، 24 تا 30 ماسوره لازم بود در حالىكه براى تهيهء پارچه‌هاى معمولى بيش از دو ماسوره لازم نبود . مزد كارگران ناچيز بود و كسانى كه زربفتهاى گرانبها را تهيه مىكردند روزى كمتر از يك عباسى مزد مىگرفتند . بهترين مخمل ايران در اصفهان ، توليد مىشد . در ايران ، منسوجاتى از پشم شتر و پشم گوسفند مىبافتند . نمد بسيار نازك و سبك نيز توليد مىكردند . پارچه‌هاى پنبه‌اى خشن ( كرباسى ) براى مصرف عامهء مردم بسيار بافته مىشد . حصيرهاى ايران هم مشهور بود . به قول شاردن ، نازكترين و بهترين حصيرهاى جهان را در سيستان از نى مىبافتند . قاليبافى در ايران قرن هفدهم ، از لحاظ نقش و چيره‌دستى در بافت به حد كمال رسيد . قاليهاى ايران به مقدار زياد ، از طريق بغداد و تركيه ، به اروپاى غربى صادر مىشد و بدين سبب در اروپا به قالى تركى معروف شده بود . در قرن هفدهم ، در قاليهاى ايران ، بيشتر نقش گل و گياه معمول بود . غالبا نقش گلستانى با حوضهاى پرآب و جويها در قاليها ديده مىشد ، و صحنه‌هاى زندگى فئودالها و شكار سواره و تعقيب نخجير كه در قاليهاى قرون پيشين بسيار ديده مىشد ، در قرن هفدهم ، اندك‌اندك ،