مرتضى راوندى

150

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كوشيد تا اصلاحات مالى جديدى به عمل آورد . از آنجايى كه تقليل درآمد خزانه تنها نتيجهء انحطاط كشاورزى نبود بلكه اثر افزايش سيورغالها و معافيتهاى مالياتى نيز بود ، قاضى عيسى نقشه‌اى طرح كرد كه سيورغالهاى سابق بزرگان نظامى و روحانى لغو شود ، و در عين‌حال دستور داد ثبت اراضى و ترتيب و تنظيم دفترهاى جزو جمع مجددا به عمل آيد تا از روى آن ميزان مالياتها از نو مشخص گردد . فئودالهاى روحانى و نظامى ، سخت ، با اين اقدامات مخالفت كردند و در اين ميان ، سلطان يعقوب ناگهان مسموم شد و درگذشت و اصلاحات قاضى عيسى نيز متوقف گرديد . يكى ديگر از سلاطين آق‌قويونلو ، به نام احمد ، براى احياى اقتصادى كشور به اصلاحات مالياتى دست زد ولى او نيز با عصيان فئودالها مواجه و در نبرد با عاصيان در نزديكى اصفهان كشته شد . » « 1 » به نظر محققان شوروى ، رواج معافيتهاى مالياتى در دولتهاى تيموريان و آق‌قويونلو ، در قرن پانزدهم ميلادى ، موجب ضعف شديد حكومت مركزى شد ، و حكومت و خزانه را از وجوه خراج و ماليات محروم كرد و در محاكمات قضايى و امور نظامى ، مزيت و تفوق بارزى به اميران فئودال محلى داد . تقسيم سيورغالها و تفويض معافيتها ، فقط اسما و ظاهرا از حكومت مركزى ( سلاطين ) ناشى مىشد . ولى در واقع امر ، سلطان ناچار بود خواستهاى طبقهء فئودال را برآورد . ترخان نيز رواج داشت به اين معنى كه بعضى از فئودالهاى بزرگ و كوچك ، گذشته از معافيتهاى مالياتى ، از امتيازات گوناگون شخصى نيز برخوردار بودند ؛ از قبيل مزايايى در موقع تقسيم غنايم جنگى و معافيت از محاكمه و مصونيت در برابر عدالت تانه فقره خلاف و غيره . در آغاز قرن شانزدهم ، ظهير الدين بابر ، شاهزادهء تيمورى ، خواست يكى از چغانيانى را كه از حق ترخان برخوردار ولى موجب نارضايى بابر شده بود ، از خدمت اخراج كند . وى جواب داد : « تا وقتى كه نه خلاف نكنم ، نبايد مورد تعرض قرار گيرم . » آنگاه بابر يازده خلاف او را برشمرد و با خانواده و نوكران و اموال اخراجش كرد و اجازه داد به هندوستان برود . در اين دوره نيز ، مانند گذشته ، طبقهء فئودال از چهار گروه اصلى مركب بود : 1 . بزرگان نظامى قبايل چادرنشين مغول و ترك و كرد يا « اهل شمشير » . 2 . بزرگان محلى اسكان يافته كه در خدمت دولت نبودند . 3 . روحانيان عاليمقام مسلمان . 4 . مأموران كشورى يا « اهل قلم » - فئودالهاى سه دستهء اخير بيشتر از ايرانيان بوده‌اند . در نيمه قرن پانزدهم ، پس از فرونشاندن شورشهاى روستايى ، مجددا بهره‌كشى فئودالى از روستاييان شديدتر شد . در فرامين آن دوران ، از انواع و اقسام ماليات و عوارضى كه گذشته از بهرهء مالكانهء فئودالى بر عهدهء روستاييان بوده سخن به ميان آمده است . » « 2 » در اين دوران ضعف و

--> ( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين [ چاپ اول ] . ص 473 . ( 2 ) . همان . ص 450 - 449 ( به اختصار ) .