مرتضى راوندى

145

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

لشكريان را تهيه مىكردند ، بسيار سخت‌تر بود . كارخانه‌هاى دولتى در حدود سال 628 هجرى در ايران پديد آمد . اين كارخانه‌ها ملك ايلخان يا شاهزادگان بودند و صنعتگرانى كه در اين مؤسسات كار مىكردند پشت در پشت برده شمرده مىشدند . فتوحات مغولان موقتا شيوهء برده‌دارى را احياء كرد . مجددا از كار بردگان به ميزان وسيعى در دامدارى چادرنشينان و پيشه و حرف و كشاورزى استفاده مىشد . مثلا در دو باغ رشيد الدين فضل اللّه ، نزديك تبريز ، 1200 بردهء زن و مرد كار مىكردند . ميان ايشان عده‌اى يونانى ، گروهى حبشى و زنگى ديده مىشد . » « 1 » بردگان : « صفوف بردگان را بيشتر اسيران جنگى پر مىكردند ولى عده‌اى بندهء زرخريد نيز از برده‌فروشان خريدارى مىشد . و اينان بردگان را از كريمه و خاك روس و دشت قبچاق و هندوستان و مصر و روم مىآوردند . مقروضى كه قادر به اداى قرض خويش نبود و كسى كه بدهى ماليات عقب افتاده داشت نيز ممكن بود برده شود . تجار ( اورتاق ) از حمايت اعيان مغول برخوردار مىشدند و هنگامى كه براى امور بازرگانى خويش سفر مىكردند مانند ايلچيان از مردم آذوقه و عليق و وسايل نقليه مطالبه مىكردند . به اين ترتيب ، فاتحان مغول با شيوهء بهره‌كشى وحشيانهء خود ، نيروهاى توليدى را تباه و نابود كردند . روستاييان بينوا كه همه‌چيز خود را از دست داده بودند ، گروه‌گروه زراعتهاى خويش را ترك گفته به هر سو فرار مىكردند . قسمت اعظم اراضى ، غير مزروع باقى ماند ، و زارعان آن را رها كردند ، خزانهء دولت خالى شد زيرا تقريبا ديگر كسى كه قادر باشد خراج و ماليات بپردازد ، باقى نمانده بود و مبالغى كه بدشوارى گرد مىآمد و وصول مىشد به خزانه نمىرسيد و در محل ، به دست مقاطعه كارها و فئودالها و مأموران ، حيف‌وميل مىشد . » « 2 » اصلاحات اقتصادى و اجتماعى غازان خان وضع دشوار مالى و اقتصادى حكومت و تمايلات گريز از مركز و عصيانهاى اعيان چادرنشين مغول و ترك و موقوف شدن فتوحات خارجى ، كه غنايم جنگى فراوان نصيب فاتحان مىكرد ، مجموع اين عوامل ، حكومت مركزى را بر آن داشت تا چاره‌اى بينديشد . غازان ، كه مردى زيرك و كاردان بود ، صلاح چنان ديد كه اسلام اختيار كند و از اين راه به مأموران عاليمقام و روحانيان اعيان - منش ايرانى و مسلمان نزديك شود . در طرح اصلاحات داخلى كه غازان خان به عمل آورد ، رشيد الدين فضل اللّه همدانى ، پزشك و مأمور مجرب مالى و دانشمندى كه به علوم عصر خويش احاطه داشت ، وظيفهء مهمى ايفا مىنمود . افكار اصلاحى او كه پايه و اساس اصلاحات غازان خان را تشكيل مىداد ، عبارت بود از اين‌كه : ايلخان و سران مغول ، بايد با اعيان فئودال ايرانى نزديك شوند و سنن كشوردارى را فراگيرند ، حكومت مركزى را استوار سازند ، با تمايلات گريز از مركز اعيان چادرنشين مغول مبارزه كنند و از عصيان و خودكامگى ايشان ممانعت به عمل آورند ، ميزان ثابت خراج ( بهرهء

--> ( 1 ) . همان . ص 364 - 363 . ( 2 ) . همان . ص 365 - 364 .