مرتضى راوندى
146
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مالكانه ، ماليات ) معين و مشخص گردد و دستگاه وصول ماليات به سلامت گرايد تا از دشوارى وضع روستاييان و شهريان كاسته شود ، و استعداد و نيروى پرداخت ماليات مردم افزوده گردد . قنوات و نهرهاى آبيارى مخروب و ويران ، ترميم گردد و كشاورزى و صنعت و بازرگانى و زندگى شهرى احياء شود . در عهد غازان خان ، رهبرى سياسى از اعيان نظامى و چادرنشين مغول و ترك منتزع و به مأموران عاليمقام و روحانيان متشخص ايرانى ، كه رشيد الدين در واقع مجرى مشى سياسى آنان بود ، منتقل گشت . غازان خان به اعيان چادرنشين اعتماد نداشت و بسيارى از ايشان را معدوم ساخت ولى با اين حال ، ناچار گذشتهاى مهمى به ايشان مىكرد ؛ مانند تفويض اراضى وسيع بر سبيل اقطاع و غيره . چون يكى از علل اصلى خالى شدن خزانه حيفوميل اموال از طرف مأموران بود ، فرمان ويژهاى صادر شد و ميزان ثابت خراج و ماليات سرانه ( قپچور ) براى هر ناحيه به نقد و يا ميزان سهمى كه از حاصل بايد اخذ گردد ، معين گرديد . اين فهرستهاى مالياتى ، مهر و در تبريز نگاهدارى مىشد . در هر دهكده و هر ناحيه فهرست مالياتى را بر صفحات آهنين يا سنگ و يا بر ديوار مساجد مىنوشتند و در محل نمايانى قرار مىدادند تا عموم از آن اطلاع حاصل نمايند . مطالبهء مبلغ و يا مقدارى بيش از آنچه در فهرستها ، نوشته شده ، اكيدا ممنوع بود . خاتونان و شاهزادگان و افراد عادى حق نداشتند براى انجام مأموريتهاى خصوصى ، ايلچى و مأمور به اينسو و آنسو گسيل دارند و ايلچيان فقط براى مأموريتهاى دولتى اعزام مىشدند و براى خرج راه ، وجه لازم در اختيار ايشان گذاشته مىشد . نزوله فسخ شد و مقرر گرديد كه ديگر مهمانان ناخوانده به منزل مردم نزول اجلال نكنند . صدور و توزيع بروات نيز لغو گرديد . مأمور دولت ، كه در برابر خزانه مسؤول بود ، مالياتها را از مردم ، طبق فهرست ثابت و مشخص و معين وصول مىكرد و ديگر مقاطعه دادن ماليات در ميان نبود . عوارض گوناگون و فراوانى كه بيشتر به نفع خان و شاهزادگان و لشكريان و اميران و غيره از مردم مأخوذ مىشد ، لغو گرديد . وجوه و اموالى كه به خزانه مىرسيد ، با كمال دقت ثبت و مهروموم مىشد و هر مبلغ ، و لو جزئى ، فقط طبق فرمان كتبى خان از خزانه پرداخت مىگرديد . با اينكه غازان خان اراضى وسيعى را ، بر سبيل اقطاع ، در اختيار سران نظامى گذاشته بود ، ولى حيفوميل مالى نمىگذاشت كه چيزى به دست سپاهيان برسد . بدون شك بينوايى افراد عادى لشكر مغول يكى از علل شكست سپاه غازان در سال 603 هجرى با سلطان مملوك در سوريه بوده است . غازان خان ، براى پايان دادن به اين وضع ، مقرر كرد اراضى وسيعى را كه در اختيار سران نظامى قرار مىدهد ، آنان به حكم قرعه بين يوزباشى يا امير صده و دستههاى كوچكتر تقسيم كنند تا هيچيك از افراد سپاه بىنصيب نماند . بموجب فرمانى ، اراضى اقطاع قابل فروش نبود و اگر دارندهء اقطاع در خدمت قصور مىكرد ، زمين اقطاع او ممكن بود پس گرفته شود . اقطاع پدر به پسر و يا اقوام ديگر منتقل مىشد ، و بدين طريق از لحاظ حقوقى مبدل به تيول موروثى شده بود .