مرتضى راوندى
97
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سفرنامهء سليمان را تدوين كرده است ، مىگويد سكههاى مسى چينى در سيراف رواج داشت . مسعودى كه معاصر ابو زيد بوده است ، گفتههاى سليمان را تأييد مىكند و مىنويسد از سواحل چين تا بصره اقوام و ملل مختلفى زندگى مىكنند كه غير از تجارت در دريا به صيد مرواريد نيز اشتغال مىورزند . در مناطق ساحلى انواع مرجان ياقوت ، لعل و الماس ، فيروزه يافت مىشد و معدن مس در خاك كرمان وجود دارد . در اين دوره ، در خليجفارس از چراغهاى بحرى و علائم چوبى براى هدايت ملاحان استفاده مىكردند و غالبا برفراز علائم ، آتش روشن مى - كردند تا كشتيها به صخره تصادم پيدا نكنند . ادريسى مىنويسد : مستحفظين با قايقهاى خود در سواحل آمدورفت مىكنند تا از حوادث ناگوار جلوگيرى نمايند . ناصرخسرو در سنهء 1051 ميلادى ، در سفرنامهء خود ، از ارزش اقتصادى بصره و بازارها ، مساجد ، قصور و كاروانسراهاى آن سخن مىگويد . بطور كلى ، سيراف ، كيش و هرمز از ابتداى قرن نهم ميلادى تا مدت 7 قرن ، متواليا در تاريخ خليج فارس اهميت و اعتبار داشتهاند حتى اصطخرى در قرن دهم ميلادى ، مىنويسد بعد از شيراز مهمترين شهر فارس سيراف است ، و اين وضع كمابيش تا حملهء استعمارى پرتغاليان ، ادامه داشته است . « 1 » دادوستد و سوداگرى « در دورهء قرون وسطى ، به علت موقعيت جهانى خاص ممالك اسلامى ، تجارت و سوداگرى ، يكى از شاخههاى بسيار مهم فعاليت اقتصادى بشمار مىرفت . دو جادهء عظيمى كه در اين دوره ، دو انتهاى جهان قديم را بههم متصل مىكرد ، از ممالك اسلامى مىگذشت . نخستين ، راه ابريشم ، چين را به تركستان غربى وصل مىكرد ، و خانباليغ و خمدان و كنجانفو را از طريق سوجو به يار كند و ختن و كاشغر و سمرقند و بخارا و نيشابور و رى و همدان و بغداد متصل مىساخت ، و سرانجام به اسلامبول و ونيز و ساير كشورهاى غربى مىرسيد . اين جاده كه در قرن هجدهم ميلادى ، بر اثر احداث راه سرتاسرى دشت سيبر ، ارزش اقتصادى خود را از دست داد ، در دورهء قرون وسطى ، اهميت فراوان داشت و شهرهايى كه در مسير اين معبر تاريخى قرار داشتند ، چه در تركستان شرقى و چه در تركستان غربى ، از بركت كاروانهاى تجارى كه به همت بازرگانان سغدى و اويغورى اداره و رهبرى مىشد ، سرشار از موفقيت و آبادانى بود . بوسيلهء همين جادهها مبادلات اقتصادى بين شرق و غرب عملى مىشد . بازرگانان اين خط به زبانهاى فارسى و تركى و چينى و عربى آشنايى داشتند . محصولاتى كه از سرزمين چين صادر مىشد ، عبارت بود از مواد ابريشمى ، مشك و ظرفهاى چينى ، كاغذ ، پشم ، كافور ، دارچين ، توتيا ، ريوند ، دارپرنيان ، آينه ، دگمه ، زرورق ، فندك ، چخماق ، سوهان ، سوزن ، قيچى ، فولاد و آلات چدنى ، انواع و اقسام داروهاى طبى ، جنسهاى فلزى كه همه ساله بر هزاران شتر دو كوهانه و بيسراك بار كرده به سمرقند مىآوردند . در مقابل آن ، هزاران رأس اسبان قوىهيكل از ايران به چين برده مىشد و تمام اين تجارت در دست چهارصد يا پانصد نفر بازرگان متخصص بود .
--> ( 1 ) . ر ك : سرارنولد ويلسون ، خليج فارس . ترجمهء محمد سعيدى ، ص 68 به بعد .