مرتضى راوندى
92
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در دستجات سوار ابتياع مىشدند . بردهفروشان آسياى ميانه و ايران ، اينان را از چادرنشينان ترك مىخريدند . به گفتهء ميرخواند ، رسمى وجود داشت كه چنانكه بازرگانى اقلا 45 غلام ترك يكباره مىخريد ، يك غلام را برايگان به وى مىدادند . دولت در خريد و فروش غلام نظارت داشت . تجار مجبور بودند ، نخست غلامان را براى فروش به دولت عرضه كنند و فقط آنها را كه براى سلطان ( سامانى يا بويه ) ابتياع نشده بودند ، مىتوانستند به ديگر فئودالها فروخته يا به بازار برند . « 1 » » در دورهء سلاجقه و خوارزمشاهيان ، با وجود اختلاف شديد طبقاتى و دوام جنگهاى فئودالى و جنگهاى مذهبى و حملات مداوم چادرنشينان ، در زمينهء شهرسازى ، ساختن مصنوعات فلزى ، قالىبافى ، پارچهبافى و بخصوص در ساختن ظروف سفالى پيشرفتهايى وجود داشت . به نظر محققان شوروى « . . . در قرون يازدهم و دوازدهم ميلادى ( پنجم و ششم هجرى قمرى ) ترقى و پيشرفت بازرگانى بين المللى همچنان ادامه داشت . پيدايش شركتهاى نيرومند بازرگانان ، كه در مقياس بين المللى به تجارت مىپرداختند ، شاهد اين مدعاست . تقريبا تمام كشورهاى دنياى قديم ، در قرون ياد شده ، به صحنهء بازرگانى بين المللى كشانده شدند . و در عينحال ، بسبب جنگهاى صليبى ، اهميت بعضى از كشورهاى اروپايى و بويژه ايتاليا در بازرگانى مذكور افزايش يافت . راههاى اصلى كاروانرو و بازرگانى ، كماكان ، از ايران مىگذشت ، و اين خود در رشد و ترقى شهرهاى ايران تأثير و انعكاسى مساعد داشت . مردم پيشهور در شهرها ، و ارباب حرف در چنگ فئودالها و شركتهاى بازرگانان و سرمايهداران رباخوار بودند . پيشهوران شهرى ، عوارض و مالياتهاى فراوان فئودالى را مىبايست بپردازند . منابع تاريخى بارها از مالياتهاى ظالمانهاى كه از پيشهوران يك رشته و يا ارباب حرفهء يك شهر ، بالتمام ، خودسرانه دريافت شده بود ، سخن مىگويند . ولى شيوهء وضع ماليات پيشهوران ، بتفصيل ، مورد مطالعه قرار نگرفته است . در اين دوران ، در ايران نيز مانند ديگر كشورهاى خاور نزديك ، اتحاديههاى اصناف وجود داشت . اصناف مزبور اغلب در زير نفوذ جرگههاى اخوت و درويشان بودند . بويژه ، « اهل الفتوه » ( جوانمردان ) در ميان پيشهوران نفوذ فراوان داشت . و در زير لفافهء دين ، با سياست سران فئودال مخالفت مىكرد . « آهيان » قتل ظلمه را مجاز مىدانستند . اينان به دستگيرى از يكديگر و تعاون توجه فراوان مىكردند و سفرهء اخوت مىگستردند . در قرون يازدهم و دوازدهم ميلادى ، تضادهاى اجتماعى شدت بيشترى پيدا كرد . منابع تاريخى از شورشهاى بزرگ روستايى ، مانند قيامهاى قرن هشتم تا دهم ميلادى ، سخن نمىگويند ولى از تيز شدن آتش مبارزهء اصناف مردم ، در شهرها ، ميان فئودالها و تجار از يكطرف ، و پيشهوران و روستائيان از طرف ديگر ، اطلاعاتى بدست مىدهند . مبارزه در شهرها به صورت تصادمات مذهبى تجلى مىكرد . ميان سنيان ( كه غالبا اعيان و تجار بودند ) و شيعيان ( روستائيان و پيشهوران ) يا ميان شعب مختلف مذهب سنى كه قشرهاى معينى از مردم را متحد مىساختند ، مبارزه درگير مىشد . منازعات دستجات مذهبى ، عموما مبدل
--> ( 1 ) . همان . ص 243 - 240 ( به اختصار ) .