مرتضى راوندى
767
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
صورت مىگيرد از ديرباز مذموم بوده و مورد نكوهش صاحبنظران قرار گرفته است . زيرا دشمن در حالى كه غافل و بىخبر است ، مورد حمله قرار مىگيرد . اسدى مىگويد : شبيخون بود پيشهء بددلان * از اين ننگ دارند جنگى يلان روز و شب از آرزوى جنگ و شبيخون * جز سخن جنگ بر زبان نگذارى فرخى از شبيخون و كمين ننگ آيد او را روز جنگ * دوست دارد جنگ ، ليكن بىشبيخون و كمين فرخى كسى كو بلاجوى گردان بود * شبيخون نه آيين مردان بود فردوسى « گفت : اين ، آنكس است كه بر جان عزيزتان شبيخون زند . » « 1 » آيين شبيخون در كتاب آداب الحرب مباركشاه در پيرامون آداب شبيخون چنين آمده است : « سربازان كاردان و كارديده بايد از نيمهشب تا سحرگاه هروقت مناسب ببينند به دشمن حملهور شوند و طويلهها و خيمه و خرگاهها را مورد حمله قرار دهند ، طنابها را بگسلند تا خيمهها بيفتد و هول و هراس در دل لشكريان افتد ، و اسبها و افسارها را ببرند . در اين هنگام بايد فرياد كنند كه فلان را كشتند و فلان را كشتند و فلان را گرفتند تا سربازان نگران شوند و سازوبرگ خود بگذارند و راه فرار پيش گيرند . و ناجوانمردى و دروغگويى در كار جنگ رواست كه گفتهاند : الحرب خدعه ، يعنى جنگ كردن فريبكارى است . . . » « 2 » بايد در ميدان نبرد مرد : رشيد الدين فضل اللّه در تاريخ مبارك غازانى در مزيت مردى و مردانگى و رزمجويى چنين مىنويسد : « . . . هركه را اجل رسد ، هركجا باشد در خانه و راه و مصاف و شكارگاه ، ناچار بميرد . پس چرا بايد ترسيد . . . چنانكه گلغونه زينت زنان ، خون آرايش مردان است . و نام نيك چنان كس در جهان بماند و در عقبى به بهشت برسند . هرآنكس در خانه بميرد ، زن و بچهء او از رنجورى و رعايت نفس او ملول شوند و در نظر ايشان و ديگر عزيزان خوار و حقير گردد . و اگر در جنگ ميرد ، ازين معانى معرا باشد . » در جاى ديگر در پيرامون اهميت جاسوسان و ارزش نظم و انضباط سخن مىگويد و مىنويسد : « . . . همواره جاسوس مىفرستد تا بر احوال ياغى واقف گردد و بعد از وقف هرچه انديشه كند ، بر بنياد باشد . چه كار بىوقوف كردن مشت در تاريكى زدن باشد . . . و نگذاشتن كه هيچ لشكر بىاجازت جايى رود ، چه تجربه رفته است كه ياغى بدان واسطه زمان مىگيرد و چيره مىشود . و شرط معظمتر آنكه قطعا نگذارند كه هركس به دل خود به ديهها و مواضع رود
--> ( 1 ) . قصص الانبياء ، پيشين ، ص 243 . ( 2 ) . آداب الحرب ، ص 298 به بعد .