مرتضى راوندى
766
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
فلاخن ، و ديگر آرد گندم و جو ، و ديگر حبوب از هرجنسى بسيار و روغن و سركه و گل سياه و روغن گاو و كنجد و پيه و كنجاره روغن چراغ و پليته و مشعله و چراغدانهاى زيادتى و گوشت قديد و سر گوسفند و پاچهء قديد و هيزم بسيار و نى بسيار كه اگر تير نماند تير سازند . و آهن بسيار و ميخهاى دولابى و ديواركن و خام گاو و گاوميش و زنجيرهاى سركژك كه اگر خرك نهند پشتواره نى يا هيزم را در آن سخت كنند و بر خرك فروهلند تا خرك و آنكس كه زير خرك باشد بسوزد . و ديگر تختههاى سبك و تختههاى گران كه سر ديوار و كنگرهها نهند و آسيا سنگها و هيكلهاى ارمت و ميخهاى هردو سر آهنين در قياس نيم من و يك من و از حوايج آنچه با مطبخ به كار شود ، از هرجنس ، ترشى و شيرينى و پروردها و آچارها و ادويه و ديگر پى گاو به جهت كمان و زه كمان و انگشتوانهء بسيار و سپر گرگ و سوشك و خفچه و خدنگ و رشتههاى زيادتى از جهت منجنيق و گواره و كهاره از جهت سنگ كشيدن و فلاخن و شيلو و تنبوره و جملهء سازها و مطربان كه از جهت پاس داشتن سماع كنند . و ديگر جوشن و خود و خفتان و بغلطاق و برگستوان . و از جهت روغن ريختن كفگيرهاى آهنين بزرگ به سبب روغن جوشيده كه فروريزد و خشت خام بسيار و آهك و گچ و نى و كره و چيزى كه اگر جايى خلل افتد در حال راست كنند ، و تختههاى پرگال گشته و خرتيرها ، و چون خصمى نزديك حصار آيد ، البته ياوه نگويند و دشنام ندهند و خداى را بسيار ياد كنند و در هيچ كار تقصير نكنند ، و غافل نباشند كه اگرچه حصار نيك حصين باشد ، پاس و تيمار بهتر دارند و همهشب بيدار باشند و پيوسته تفحص ديوارها و رخنهها بكنند و بر دربانان اعتماد نكنند و كليد قلعه را بستانند و شبها خود نگاه دارند و هرشب پاسبانان را از برجى به برج ديگر فرستند كه شايد از بيرون برايشان راست نهاده باشند . و در پاس داشتن غفلت نكنند تا ايشان به ديوار كندن و نقب زدن نپردازند . و هرشب چندبار بر درهاى قلعه روند و احتياط كنند و دربانان و سرهنگان را كه بر در باشند تلطف نمايند ، و اميدوار به تربيت و انعام كنند ؛ و منجنيق و عرادهاندازان را تشريف و صلت دهند و ناوك و غدرك و جوالدوزاندازان را بايد كه پيوسته بر سر كار دارند و تير و ناوك و جوالدوز بيهوده خرج نكنند . . . و بر در ، سرهنگان و نقيبان جلد مردانه ، روز جنگ نصب كنند و درها را به سلاح از تير و كمان و نيزه و نيم نيزه و دمك و پيلكس و گروه و سپر چرخ و سپر فراخدامن آراسته دارند و تيراندازان را پيوسته بر درهاى قلعه مرتب دارند و شب و روز دل در كار جنگ دارند تا خداى تعالى آن شر دفع كند . . . و اگر دانند كه حصار نگاه نتوانند داشت . . . امان خواهند و بيهوده خود . . . و فرزندان را به باد ندهند . . . » « 1 » شبيخون شبيخون يعنى تاختن به دشمن ، شبهنگام ، اين نوع جنگ و نبرد كه بيشتر به قصد كشتار و تاراج است ، چون نابهنگام و ناجوانمردانه
--> ( 1 ) . آداب الحرب و الشجاعه ، پيشين ، ص 423 به بعد .