مرتضى راوندى
750
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ايشان مىبايد داشت . » « 1 » اهميت طلايه و نقش جاسوسان و منهيان مباركشاه در پيرامون نقش نظامى و ارزش طلايه به تفصيل سخن مىگويد به نظر او : « طلايه بايد با اسبان آزموده ، و تيزتك به سوى دشمن روان شود و سلاح و نان و آب اندكى همراه داشته باشد . و مهتر آنان بايد كارديده و آزموده باشد و هنگام حركت بايد پراكنده حركت كنند و گاه بر بلندى روند و چون از دشمن اثرى ديدند بايد يكديگر را آگاه كنند و با خردمندى و بدون بانگ و صدا بايد سلطان يا سپهسالار را از وضع دشمن باخبر سازند . و اگر با دشمن روبرو شدند ، بايد جنگكنان بازگردند و يكى دو تن را به سرعت نزد سلطان فرستند ، از حركت دشمن خبر دهند . و جاسوس بايد عاقل و راستگو باشد تا سران لشكر به سخن دروغ او گمراه نشوند . در هرحال خصم را خوار ندارند ، و بايد هرروز طلايه را به نوبت فرستند و هنگام شب سوارگان ، صدگان صدگان به نوبت مشغول پاسدارى شوند و هنگام حركت مزاحم مردم و رعايا نشوند . » « 2 » تعمير باروى قلعهء نسا : در دوره قرون وسطا غالب شهرها ، قلعهاى داشت كه در روزهاى جنگ و خونريزى پناهگاه خلق بود در كتاب سيرت جلال الدين منكبرنى در توصيف يكى از قلاع مىخوانيم : « . . . سلطان چون شهر نسا را ملك كرد قلعهء آن را فرمود ويران و با خاك يكسان كردند ، زمين را با بيل مسطح و مستوى ساختند . . . اين قلعه از عجايب قلاعى بود كه بر تلال تعبيه كردهاند قلعهاى بود سخت پهن و فراخ و سترك و گنجايش خلقى بسيار داشت و از اهل شهر فقير و غنى احدى نبود كه او را در قلعهخانه و مسكنى نبودى و در ميان آن قلعهاى ديگر از آن برتر براى سلطان ساخته بودند و آب از آن به زير جارى بود چه در قلعهء تحتانى چاهى كه مىكندند به آب نمىرسيد الا پس از هفتاد ذراع و قلعه فوقانى بر روى كوهى بنا شده بود و چشمه آبى داشت ، و لكن قلعه فروتر را از خاكى پديد كرده بودند كه از فراز كوه به پائين آورده بودند و اين در عهد گشتاسب پادشاه ايرانيان روى داده بود آنگه كه نسا ثغر مملكت گرديد و به تنهايى ميان تركان و ايرانيان حايل و مانعى شد ، و اهل شهرها را به بيگارى آوردند تا آنهمه خاك را از بالا به دامن كوه نقل كردند و قلعه بزرگ شد . آرى اهل نسا چون پيام سلطان از زبان بهاء الدين محمد بن ابى سهل بشنودند تجديد بناى قلعه را بر جلاى وطن مرجح شمردند و وزير ظهير الدين . . . بسخره و غير آن شروع در ساختن قلعه كرد و ديوارى چون جدار بساتين گرد آن برآورد و خلق اندر آن تحصن گزيدند . » « 3 » نكات و مسائلى كه بايد سران سپاه رعايت كنند اسدى توسى فنون جنگ و راه و رسم پيكار با دشمن را در اشعار زير مىآموزد . اكنون قسمتى از تعاليم او :
--> ( 1 ) . آداب الحرب ، به اهتمام سهيل خوانسارى ، پيشين ، ص 282 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان ، ص 290 . ( 3 ) . سيرت جلال الدين منكبرنى ، به اهتمام استاد مجتبى مينوى ، ص 74 به بعد .