مرتضى راوندى

40

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كنند و چون صيحه‌اى را بشنوند از جا بروند . . . . پيغمبر ( ص ) وصف اينان كرد ، كه فرمود : مردم دو گروهند عالم و متعلم . و جز آنها فرومايگانند كه خدا بدانها اعتنا ندارد . از على ( ع ) نيز مانند اين نقل كرده‌اند كه دربارهء عامه گفت : فرومايگانند پيروان هر بانگ‌زن ، به نور دانش روشن نشده و به ركنى محكم پناه نبرده‌اند . » « 1 » صاحب كتاب التوسل الى الترسل ، ضمن منشور ولايت جند ، به نام شاه ، به والى تعليم مىدهد كه به موقعيت طبقاتى هريك از افراد اجتماع توجه كنيد : « . . . و فرموديم تا الطاف خويش اصناف آدميان را بر اختلاف طبقات و تفاوت درجات ايشان شامل دارد و مقاصد هر يك على حد الامكان ، بواسطهء تمكن خود حاصل آرد و دقيقهء « انزلوا الناس منازلهم » به وفور شهامت خويش مرعى دارد . . . » « 2 » در كتاب قابوسنامه ، عنصر المعالى خطاب به فرزند خود از « تخمهء پاك » و اصل و نسب خويش ياد مىكند و مىگويد : « . . . چنان زندگى كنى كه سزاى تخمهء پاك تست كه ترا اى پسر ، تخمهء بزرگ و شريفست وز هر دو طرف كريم الطرفينى و پيوستهء ملوك جهانى . . . » « 3 » عنصر المعالى در باب ششم ، در مقام اندرز به فرزند خود مىگويد كه به اصل و نسب خود فريفته نشود « . . . يعنى بزرگى ، خرد و دانش راست نه گهر و تخمه را ، و بدان نام كه مادر و پدر نهد همداستان مباش كه آن نام نشانى باشد ؛ نام آن باشد كه تو به هنر بر خويشتن نهى . . . سقراط گويد : هيچ گنجى بهتر از هنر نيست و هيچ دشمنى بدتر از خوى بد نيست و هيچ عزى بزرگوارتر از دانش نيست و هيچ پيرايه بهتر از شرم نيست . . . چنان باش كه يك ساعت از تو نگذرد تا دانشى نياموزى . » « 4 » در كتاب كليله و دمنه نيز به اصل و نسب و ارزش هريك از طبقات اشاره شده است . « برهمن جواب داد كه « لكل عمل رجال » ؛ هركه از سمت موروث و هنر مكتسب اعراض نمايد و خود را در كارى افكند كه لايق حال او نباشد و موافق اصل او ، لاشك در مقام تردد و تحقير افتد . . . مرد بايد كه بر عرصهء عمل خويش ثبات قدم برزد ( ورزد ) و به هر آرزو دست در شاخ تازه نزند . . . » « 5 » « و ميان پادشاهى و دهقانى به رعايت ناموس فرق توان كرد ، و اگر تفاوت منزلها از ميان برخيزد و اراذل مردمان در موازنه اوساط آيند ، و اوساط در مقابله اكابر ، حشمت ملك و هيبت جهاندارى به جانبى ماند و خلل و اضطراب آن بسيار باشد . » « 6 » مير سيد ظهير الدين مرعشى 815 - 892 ه . ق در تاريخ طبرستان و رويان ضمن بحث در فوايد علم تاريخ جامعه‌ى بشرى را از « پنج قسم » يا به اصطلاح امروز از پنج طبقه خالى نمىداند :

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ترجمهء ابو القاسم پابنده ، ج 2 ، ص 39 ( به اختصار ) . ( 2 ) . التوسل الى الترسل ، پيشين ، ص 19 به بعد . ( 3 ) . قابوسنامه ، به اهتمام دكتر يوسفى ، ص 4 . ( 4 ) . همان ، ص 27 و 34 . ( 5 ) . ابو المعالى نصر اللّه منشى ، كليله و دمنه ، تصحيح و توضيح مجتبى مينوى ، ص 340 . ( 6 ) . همان ، ص 345 .