مرتضى راوندى
27
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مبارزهء طبقاتى بستگى دارند . » « 1 » بااينحال دو ورژه منكر اين معنى نيست كه از روزگار قديم ، يعنى از هزاران سال پيش با اينكه نيروى دماغى مردم ضعيف بود و نمىتوانستند بر نيرو و قدرت خود وقوف يابند و در نتيجه كاملا متشكل شوند ، گاهى تودههاى مردم به صحنهء سياست مىريختند و « هرچه برسر راه خود مىيافتند درهم مىشكستند ولى شايستگى ساختن چيزى را نداشتند . بدينسان شورشهاى بردگان ، شورشهاى دهقانى ، و بلواهاى ديگرى در ادوار مختلف به وقوع مىپيوست . . . بعد از شكست اسپارتاكوس ، نخستين قهرمان شورشهاى تودهاى ، كه تاريخ نامش را ضبط كرده است 60 هزار برده را در لوكانى « 2 » از ايلات روم قديم ، واقع در جنوب غربى شبه جزيرهء ايتاليا ، قتل عام شدند و 6 هزار شكنجهديده را در طول راه آپين « 3 » به دار آويختند . » « 4 » در ايران قبل از اسلام نيز اختلاف طبقاتى بشدت حكومت مىكرد ، و فقط طبقات ممتاز از حقوق و آزاديهايى برخوردار بودند . دكتر گيرشمن مىنويسد : « كليهء كسانى كه به طبقهء ممتاز متعلق نبودند مجبور بودند به هر قسم خدمت تندردهند ؛ در ساختمان كاخ شاهى شركت كنند ، در تهيهء مواد بكوشند كار صنعتگران را انجام دهند . از سپاهيان پذيرايى نمايند . . . روستايى موظف بود اسبان خود را براى چاپار حاضر كند . . . آزادى انفرادى بسته به ارادهء دولت بود و در حدود دو هزار سال در ايران اثرى از آن نبود . بدبختى كه ملت در آن غوطهور بود مانع از آن مىشد كه وى به تفكر بپردازد و عدم عدالت اجتماعى را احساس كند . » « 5 » در عهد ساسانيان ، اختلافات طبقاتى فزونى گرفت . در دورهء سلطنت قباد ، مزدك از اختلاف شاه با طبقهء روحانيان استفاده كرد و نظريات مساوات طلبانهء خود را اعلام كرد : او گفت : « نابرابرى و عدم مساوات در دنيا به جبر و قهر به وجود آمده است . خداوند كليهء وسايل معيشت را در روى زمين در دسترس همگان قرار داده است تا افراد بشر آن را به تساوى بين خود تقسيم كنند . . . پس بايد از توانگران گرفت و به تهيدستان داد . » « 6 » مزدك به كمك قباد به نفع طبقات محروم قدمهايى برداشت ولى سرانجام روحانيان به كمك عمال خود قباد را خلع كردند و انوشيروان توطئهاى ترتيب داد و خود را پيرو آيين مزدك شمرد و كليهء پيروان مزدك را در باغى فراخواند ، سپس ناجوانمردانه به كشتار آنان فرمان داد و در اين جريان هزاران نفر به فرمان انوشيروان كشته شدند . در جوامع بشرى موقعى مىتوان از برابرى و برادرى سخن گفت كه تضادهاى شديد طبقاتى از ميان برخيزد و دولت و هيأت حاكمه از تمام سكنهء كشور حمايت كنند و به همه امكان دهند كه نه تنها از ضروريات زندگى ، يعنى خوراك و پوشاك و مسكن ، بهرهمند شوند ،
--> ( 1 ) . همان ، ص 88 . ( 2 ) . Lucanie ( 3 ) . Apienne ( 4 ) . اصول علم سياست ، پيشين ، ص 198 ( به اختصار ) . ( 5 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، ص 9 - 347 ( به اختصار ) . ( 6 ) . كريستنسن ، ايران در زمان ساسانيان ، ترجمه رشيد ياسمى ص 367 ( به اختصار ) .