مرتضى راوندى

23

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خانه‌نشين مىشد و در را به روى كسى نمىگشود . اين حال شاعر بود كه روى سؤال داشت ، و كسانى بودند كه متاع او را - از بيم گزند زبانش - بخرند . حال ديگر فقيران ، از اين بدتر بود . از طبقات خرده‌پا كسانى پيدا مىشدند كه سقف خانه‌شان آسمان بود و گاه چندين روز گرسنه مىماندند . و هنوز صداى اين شكمهاى خالى و گرسنه را از اشعار شاعران آن دوره مىتوان شنيد . . . « 1 » تقسيم ثروت و درآمد بين طبقات خلفا قسمتى از درآمد دولت را بابت حقوق كارمندان مىدادند و بقيه را ميان نزديكان و طبقات خاصه ، به عنوان انعام و جايزه و مستمرى و غيره ، تقسيم مىكردند . آنها هم براى حفظ مقام خويش آن اموال را به زيردستان مىدادند . . . به اين طريق پول از دست خليفه به دست وزيران و اميران ، و از دست آنان به زيردستان ، و از دست آنها به دست بازاريان و كارگران و سوداگران مىافتاد . و در واقع پولى كه از كيسهء مردم درآمده بود مجددا به كيسهء آنان برمىگشت . « 2 » اينكه جرجى زيدان مىنويسد كه خليفه ماليات را از مردم مىگرفت و بين مردم تقسيم مىكرد ، خطاست ؛ زيرا چنان كه مىدانيم درآمد بيت المال در آن دوره از محل مالياتها و جزيه‌هايى كه از ملل تابع اعراب گرفته مىشد تأمين مىگرديد ، دولت عباسيان بطور متوسط ، سالى 360 ميليون درهم ماليات مىگرفت ؛ در حدود 60 ميليون آن به مصرف سازمانهاى دولتى مىرسيد و بقيه به ميل خليفه خرج مىشد . يعنى در معنى ، رعاياى ايران و عراق و مصر و ديگر كشورها كار مىكردند و دولت نصف يا ثلث محصول آنها را مىگرفت و به ميل خود خرج مىكرد . و براى اينكه سروصدايى بلند نشود از پولهايى كه از عرق جبين و كد يمين كشاورزان خاورميانه گردآورى شده بود به فرزندان صحابه و بزرگان قريش مىدادند و آنها را با پول و ملك مشغول مىكردند و آنان هم از محل اين پولهاى حلال ( ! ) قصر مىساختند و كنيز و غلام مىخريدند و به شاعران و نديمان و حاشيه‌نشينان مىدادند . امام موسى كاظم از مدينه به بغداد نزد مهدى خليفه مىآمد ، خليفه مقدار زيادى پول به آن حضرت مىداد ، و آن بزرگوار پولها را در كيسه‌ها ريخته ميان اهل مدينه تقسيم مىفرمود . « 3 » گاه براى جلب محبت افراد قبايل به آنها ضيافت مىدادند و حتى گاهى در كوچه و بازار خوان عمومى مىگستردند و تودهء مردم را خوراك مىدادند . به اين ترتيب مىبينيم كه نه تنها در صدر اسلام بلكه در دورهء خلفاى بنى اميه و بنى عباس نيز ، دولت هيچ برنامهء اقتصادى صحيحى نداشت ، و در مقام اين نبودند كه مردم را به كارهاى مثمر و سودمند بگمارند و در مقابل كار مفيد اجتماعى ، به اشخاص پول بدهند بلكه پولهايى كه به زور از اقطار عالم اسلام گردآورى مىشد ، در مركز خلافت بين اشخاص مختلف به عنوان مستمرى ، جايزه ، انعام ، صدقه ، صله و جز اينها تقسيم مىشد . و عده‌اى هم در نهايت فقر زندگى مىكردند .

--> ( 1 ) . دكتر عبد الحسين زرين‌كوب ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، ص 535 . ( 2 ) . تاريخ تمدن اسلام ، ج 5 ، ص 92 . ( 3 ) . همان ، ص 95 .