مرتضى راوندى

61

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خاندان اموى مانند پيش از اسلام تجديد گشت و خاندان هاشمى به امور آخرت پرداختند و از دنيا كناره گرفتند . « 89 » فكر تفوق نژاد عرب از عهد عمر در مغز اعراب راه يافت . وى عرب را بر ديگران برترى داد و گفت : « اين كار بدى است كه عربها يكديگر را اسير كنند . چه ، خداوند كشور پهناور عجم را براى اسير گرفتن عربها آماده ساخته است . « 90 » عمر اجازه نمىداد عجمها در مدينه بمانند و يهوديان را از عربستان بيرون راند . وى به حفظ نژاد و تبار عربها علاقه‌مند بود . تشكيلات ادارى در عصر عمر عمر براى ادارهء حوزهء قدرت مسلمانان از قرآن و سنت و رأى و اجتهاد شخصى و فتواى صحابه و ياران قديم خود الهام مىگرفت . علاوه بر اين ، در عهد عمر ، تعداد ايرانيان در قلمرو قدرت مسلمانان فزونى گرفته بود . به همين مناسبت ، سران عرب ناچار بودند براى ادارهء كشورهاى مفتوحه و سازمان ادارى و مالى آنها ، از سوابق ممتد دبيران و كارشناسان ايرانى و رومى استفاده كنند و راه و رسم آنان را در ادارهء كشورها به كار بندند . عمر دستور داد زمينهاى مفتوحه را به مالكين اصلى واگذار كنند و از آنها ماليات و خراج مطالبه نمايند . علاوه بر خراج ، نامسلمانانى كه در حوزهء قدرت مسلمين مىزيستند ، ناگزير بودند ماليات ديگرى به نام « جزيه » بپردازند ولى رعاياى مسلمان تنها زكات و صدقه مىپرداختند . براى آنكه مسلمانان از كار جنگ بازنمانند ، دستور داده شده بود كه از ملكدارى و زراعت خوددارى كنند . درآمد و عوارض در نتيجهء كشورگشايى رو به فزونى بود و هرچه به بيت المال مىرسيد ، بين مسلمانان تقسيم مىشد . دولت منحط و ابتدايى اسلامى از هيچ برنامهء اقتصادى و اجتماعى كه مبتنى بر مصالح اكثريت ملل باشد ، پيروى نمىكرد . تنها هدف زمامداران ، كشورگشايى و اشاعهء اسلام و قتل و غارت كفار و جمع‌آورى غنايم و تقسيم آن بين مسلمانان بود . براى تنظيم امور مالى ، از كارشناسان رومى و ايرانى استفاده كردند و ديوان و دفاترى تشكيل دادند . صورت جامعى از مسلمانان به ترتيب قبايل ، نوشتند و در معيت اسامى اشخاص ، سابقهء اسلام آنها را مأخذ قرار دادند ، و از اقرباى پيغمبر شروع كردند . مقدار جيره يا « عطا » را كه در زمان ابو بكر براى همه يكسان بود ، عمر درجه‌بندى كرد . مسلمانان قديمى و مجاهدان غزوات و خويشاوندان پيغمبر را بيشتر از ديگران داد . براى عايشه پانزده هزار درهم و براى ساير امهات مؤمنين هريك دوازده هزار مقرر شده بود . براى اهل ذمه حدودى مقرر كرده بود از جمله اينكه به قرآن توهين نكنند از پيغمبر خدا بد نگويند ، به زن مسلمان تعرض نكنند ، درصدد گمراه كردن مسلمانى يا تعرض به جان و مال او برنيايند ، دشمنان اسلام يا جاسوسان آنها را يارى ندهند . ذميها بايد لباس مخصوص بپوشند كه با مسلمانان تفاوت داشته باشد ، و خانهء ذمى نبايد مشرف بر خانهء مسلمان باشد . در كليساها ناقوس نزنند و كتابهاى خود را با صداى بلند يا در حضور مسلمانان نخوانند .

--> ( 89 ) . همان ، ص 61 . ( 90 ) . همان ، ص 34 .