مرتضى راوندى
587
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اولاد خودشان جان مىكندند . كسبه منظمتر اجرت را مىپرداختند . روزى نانوايى به مدرسه آمده بود و ماهانهء بچهاش را مىپرداخت ، من در مدرسه بودم ، معلوم شد سه پسر دارد كه در مدرسه درس مىخوانند . گفتم يكى مجانى باشد . اول ماه به اول ماه ماهانه را مىپرداخت . از يادبودهاى مدرسهء علميه ، مكتوب شمس الدوله زن ناصر الدين شاه و همشيرهء عين الدوله است كه به خط خودش نوشته است : « راست است كه ما در شغالآباد منزل داريم [ خيابان شاه امروز ] ولى به اين اندازه معطل كليله و دمنه نبايد شد . عبد اللّه را كه به مدرسه فرستادم هنوز حساب نمىداند كه به كار من بخورد . تاريخ ضرورت ندارد ، نمىخواهد واعظ و خطيب بشود ، قدرى عربى بد نيست كه قرآن بخواند . فرانسه هم به كار مىخورد . املايش را درست كنيد . » مكتوب خانم خالى از كنايات ادبى نيست . . . تربيت عبد اللّه را به اندازهء جمعآورى كرايهء دكاكين مى خواهد نه براى آنكه آدمى بشود ، فرانسه معلوم نيست به چه كار عبد اللّه مىخورد . « 194 » آزاديخواهان آن روزگار مىدانستند كه براى كسب آزادى نبايد تنها به تعداد مدارس افزود ، بلكه بايد سطح اطلاعات سياسى مردم را نيز بالا برد . جلسات مخفى ناظم الاسلام كرمانى مىنويسد كه آزادانديشان آن روزگار براى بيدارى مردم و نجات از ستمگرى زمامداران بر آن شدند كه در جلسات مخفى شروع به فعاليت نمايند . در جلسهء 18 ذىحجهء 1322 پس از ذكر پيروزيهاى سياسى ژاپن و نهضتهاى آزاديخواهانه در روسيه ، يكى از حضار از وضع اسفبار ايران سخن مىگويد : « . . . اين است امر نان و گوشت و روغن و ساير مأكولات ، آن است حال آب و هوا و ساير مشروبات . گاهى به تعديات حكام ظالم گرفتاريم و زمانى گرفتار ظلم ديوانيان . . . كوچه و خيابانها كثيف ، حمامها و آبها بدبو و نجس . نه راهآهنى داريم و نه كارخانه و نه روزنامهء آزادى ؛ نه اخبار يوميه و نه آثار عيشيه . دو سه روزنامه در داخله داريم آن هم جز تملق و دروغ و چاپلوسى و مهملات ديگر چيزى نمىنويسد . احدى نيست كه به خيال ترقى اين ملت نجيب افتد . حكام به رشوه و تعارف خو گرفتهاند ، وزراى خائن وطن عزيز را به بهايى كم و ثمنى بخس به اجانب از هر جانب مىفروشند . رؤسا گرفتار اغراض شخصى هستند . نه كشتى داريم ، نه بندرى و نه لنگرگاه ، نه لشكر داريم نه دفتر ؛ نه بلديه داريم نه نظميه ؛ نه ماليه داريم نه عدليه ؛ نه مدارس داريم نه مجالس ؛ نه معارف ، نه فلاحت ، نه زراعت ، نه علم عسكرى . . . نه حال ، نه مال . . . نه شب نه روز . . . » « 195 » تشكيل انجمنهاى مخفى و بحث و انتقاد از اوضاع سياسى و اقتصادى ايران ، رفتهرفته ، به بيدارى مردم كمك كرد . دو تن از روحانيان بزرگ يعنى آقايان سيد محمد طباطبايى و سيد عبد اللّه بهبهانى به صف آزاديخواهان پيوستند و با شيخ فضل اللّه نورى كه حامى وضع موجود بود ، به مخالفت برخاستند . آزاديخواهان براى برانگيختن افكار عمومى نسخههايى از عكس مسيو نوز بلژيكى را در حالى كه عمامه بر سر گذاشته و عبايى بر دوش گرفته بود
--> ( 194 ) . همان ، ص 111 . ( 195 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، پيشين ، ج 1 ، ص 6 ( به اختصار ) .