مرتضى راوندى
570
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ميرزا حسين خان قبل از قبول زمامدارى ايران يعنى در دورانى كه سفارت عثمانى را به عهده داشت ، « همواره در نامهها و گزارشهاى خود از « ناسيوناليسم ، مشروطيت ، حكومت قانون ، ترقى مادى و فكرى مغرب ، لزوم اخذ تمدن اروپايى ، و حقوق اجتماعى فرد سخن گفته است . . . مفهوم جديد ملت و وطن را بيش از هركس مشير الدوله در نوشتههاى رسمى اين دوره وارد ساخت و توجه داشت كه مفهوم « رعيت » را به ملت تغيير دهد ، و اين را جايگزين آن گرداند . از جمله اصطلاحات سياسى جديدى كه به كار برده اينها هستند : « مشروطه » « كنستيتوسينل ، « مليت » به مفهوم ناسيوناليسم ، « وطندارى » ، « ملتخواهى » ، « حريت شخصى » ، « حقوق پوليتيك شخصى » ، « آزادى افكار » ، « افكار عموميه » ، « نظامنامه » ، « منافع عموميه » ، و « هيأت مجتمعهء دولت » و نظاير اينها . » « 156 » در دوران زمامدارى ، ساليان دراز اين دستور امير كبير را سرمشق خود قرار داده بود : « از گرفتن تعارف و رشوه محترز بوده و مطلقا طمع و توقعى از آنها ( مردم ) ننماييد . » حتى به زمان صدارت مواجب نگرفت . در مدتى كه سفارت ايران را در عثمانى به عهده داشت ، براى بيدارى شاه و دولت ، منظما قدمهاى اصلاحى كه در آن كشور برداشته مىشد ، به وزرات خارجه گزارش مىداد . از جمله طى نامهء مشروحى اعلام كرد كه دولتين فرانسه و انگلستان خواهان استقلال و پيشرفت عثمانى هستند و از بيم اينكه عثمانى به صورت مستعمرهاى از روسيه درآيد ، به حكومت عثمانى فشار مىآورند كه به جاى سازمانهاى سياسى و اجتماعى كهن ، نظم نوين غربى را مستقر سازد . « پيشرفتهاى همسايهء رقيب را به رخ بزرگان ايران مىكشيد ، شايد منفعل گردند و عبرت آموزند . » « 157 » سپهسالار پس از زمامدارى ، حسن نيت خود را نشان داد . « حسنعلى خان گروسى سفير اسلامبول مىنويسد : « . . . هنوز از صدارت سركار ايشان 6 ماه نگذشته است كه مدرسهها و بيمارخانهها داير شد . و نان خشك عساكر ما كه سه ماه به سه ماه نمىرسيد به سوپ و خورش يوميه مبدل گشت . . . مراودات پوليتيكهء سياسى ما در اين زمان قليل بطورى قوت گرفت كه چهار روز ديگر دولت نمسه سفارت مخصوص مىفرستد . . . » همانطور كه نيكانديشان و ترقيخواهان زبان به مدح سپهسالار گشودند مرتجعين به ذم و تخطئهء او همت گماشتند ؛ از جمله فرهاد ميرزا گفت : « جنابعالى يكمرتبه در 6 ماه بخواهيد قواعد پنجهزار سالهء ايران را به هم بزنيد ، گويا فوق عادت و طاقت باشد . » همان مخالفان در ذهن عوام الناس و بازاريان تلقين مىكردند : صدراعظم مذهب اهل ايران را تغيير مىدهد و آنها را عيسوى مىسازد . » « 158 » در نهضت اصلاحى اين دوره ، روحانيان متعين و زميندار نظير ملا على كنى و سيد صالح عرب ، آزادى و اصلاحات را زيانبخش خواندند ، در حالى كه بسيارى از روحانيان روشنبين اقدامات اصلاحى سپهسالار را تأييد مىكردند ؛ از جمله حاجى ميرزا صادق مىگفت : « اگر راهآهن بين البرالى البحر متصل شود ، مملكت گلستان و رفع شكستگى و پريشانى جمهور خلق مىشود » . « 159 » مجتهد ديگرى فتوى داد : « تسهيل در خط كتب يا اختراع خط جديد مطلقا جايز است . » « 160 »
--> ( 156 ) . همان ، ص 130 ( به اختصار ) . ( 157 ) . همان ، ص 138 . ( 158 ) . صدر التواريخ ، ( خطى ) به نقل از : انديشهء ترقى ، ص 159 . ( 159 ) و ( 160 ) . انديشهء ترقى ، ص 159 .