مرتضى راوندى
555
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
فرزانگان گوشهگير حاشيهنشين ، زبان طعنش باز است . فكر اجتماعى وى كوشش و مبارزه است . پس گام به ميدان سياست و پيكار نهاد . فصلى از آن را همكارى با ملكم خان و انتشار روزنامهء قانون و نشر مرام و تشكيل « حوزهء آدميت » در اسلامبول تشكيل مىدهد ؛ و قسمت ديگرش را اشتراك مساعى با سيد جمال الدين اسدآبادى مىسازد . . . تا پيش از طغيان ملكم عليه دربار ناصر الدين شاه و تأسيس روزنامهء قانون ( 1307 ) هيچ دوستى و رابطهء مستقيمى ميان ملكم و ميرزا آقا خان وجود نداشته . . . انتشار قانون در دوستى را باز كرد . . . ميرزا آقا خان پيام سيد جمال الدين اسدآبادى را به ملكم ابلاغ مىكند ، و مىگويد كه حضرت سيد مىگويد يك نمرهء قانون مخصوصا براى روحانيان كربلا بفرستيد و از آنها بخواهيد كه در مبارزات اجتماعى شركت جويند و نگذارند كه « ظلمه پدر مسلمانان را بسوزانند و نايب امام با وجود نفوذ تامه ساكت و صامت بنشينند . » جالب توجه است كه متجاوز از صد سال قبل ، ميرزا آقا خان كرمانى دريافت كه يك جنبش ملى واقعى عليه ظلم و استبداد فقط به كمك طبقهء متوسط بورژوازى و با حمايت كشاورزان و پيشهوران امكانپذير است . بايد « كارى كرد شايد آن طبايع بكر دست نخورده و آن خونهاى پاكيزهء مردم متوسط ملت از دهاقين و اعيان و نجبا به حركت بيايد . » وى در جاى ديگر مىگويد : « هيچگاه ديده نشده است كه زبردستان ستمپيشه بدلخواه به آيين داد گرايند . بنياد ظلم وقتى برانداخته مىشود كه ظالمان ظلم نكنند يا مظلومان متحمل نشوند . چون جانوران متعدى ، هرگز سير از ظلم كردن نمىشوند ، همان به كه مظلومان از قبول ستم ابا و استنكاف ورزند تا اقتدارات محدود گردد و حقوق محفوظ بماند . . . قصور نهتنها از ستمكاران و ظالمان جهان است بلكه بيشتر قصور و كوتاهى از محنتزدگان و مظلومان است كه تن به هر بيشرمى و بيناموسى و ظلم در دادهاند . . . به دليل اينكه هماره شمارهء ظالمان از مظلومان كمتر است ، بايد انسان منكر ظلم و بدخواه ظالم و ناجى مظلومان باشد . لعنت بر يزيد مرده و تعظيم بر يزيد زنده چه فايده دارد ؟ بلكه انسان بايد از روى دل و جان به مقابله و مدافعهء يزيدهاى زنده و شمرهاى موجود برخيزد . » « 141 » ميرزا ملكم خان يكى ديگر از مردانى كه در راه انقلاب فكرى ايرانيان سعى و تلاش فراوان كرده است ، ميرزا ملكم خان ارمنى است . مسائل عدهاى كه مورد بحث او قرار گرفته است عبارتند از : آزادى و نظم قانونى ، اصلاح اساس حكومت ، اخذ تمدن اروپايى ، عدالت اجتماعى ، حقوق اساسى فرد ، طرح قوانين ادارى و مدنى و جزائى ، احياء و توسعهء اقتصادى ، پيكار عليه اوهام ، اصلاح خط و سبك نگارش . اولين شمارهء قانون در اول رجب 1307 انتشار يافت و روى هم 42 شماره منتشر گرديد . شعار اين روزنامه ، اتفاق ، عدالت ، و ترقى بود . در غالب شمارهها اين روزنامه از اهميت قانون سخن به ميان آمده و تأكيد شده است كه تا عموم مردم طالب قانون نباشند ، وضع قانون در آن ملك يك واقعهء موقتى و يك گياه بىريشه است . ملكم مصرانه خواهان
--> ( 141 ) . همان ، ص 245 به بعد ( به اختصار ) .