مرتضى راوندى
45
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دوم هنگام بازگشت از شام به عدهاى از ذميها برخورد كه براى گرفتن جزيه آنها را شكنجه مىدادند . وقتى موضوع را دانست ، دستور داد كه آزارشان نكنند . . . ولى مگر همان عده بودند كه بايد جزيه بدهند . در آن ايام عدهء بيشمارى در عراق و ايران و سوريه و مصر جزيه مىدادند و بيشتر آنها به اين روزگار گرفتار بودند . . . » « 69 » گرسنگى اعراب از نامهء عمر به عمرو عاص مىتوان به علل اقتصادى كشورگشايى اعراب پى برد . ترجمهء نامه : « از بندهء خدا عمر ، امير مؤمنان ، به عمرو - عاص . سلام بر تو ، اما بعد ، اى عمرو به جان خودم سوگند كه اگر من و همراهانم از گرسنگى بميريم ، تو و همراهانت كه سير هستيد هيچ نگران نمىشويد . به داد برس به داد برس . و عمرو در پاسخ عمر چنين نوشت : به بندهء خدا امير مؤمنان از بندهء خدا عمرو عاص : اما بعد لبيك لبيك ، كاروانى از خواربار برايت فرستادم كه آغازش نزد تو و پايانش نزد من است . درود فراوان بر تو . « 70 » ابو يوسف انصارى مىگويد : وقتى غنايم ايران را نزد عمر آوردند ، بارها را باز كرد و چشمانش به آنقدر گوهر و مرواريد و زر و سيم افتاد كه مانند آن نديده بود . از آنچه ديده بود ، گريست . عبد الرحمن بن عوف به او گفت : « جاى شكر است ، تو چرا گريه مىكنى ؟ » عمر گفت : « آرى ، ولى خداوند اينهمه ثروت را به مردمى نداد ، مگر اينكه دشمنى و كينه را ميانشان افكنده باشد . » « 71 » گفتگوى عمر با مردم عمر قبل از شروع به كار خلافت ، گفت : « كار خلافت را به من تفويض كرديد و من بهترين شما نيستم . اگر در كار و عمل من انحرافى ديديد آن را راست كنيد . » در اين موقع عربى بهپا خاست و در حالى كه شمشير خود را از نيام كشيده بود ، خطاب به عمر گفت : « اگر ما در تو انحرافى ديديم آن را با شمشير خود راست مىكنيم . » و عمر گفت : « شكر مىكنم خداى تعالى را كه در امت محمد هستند كسانى كه انحراف عمر را با شمشير راست مىكنند . » پس از آنكه مسلمين با عمر بيعت كردند ، بنيان خلافتش استوار شد ، او نيز هم خود را به تعقيب سياست ابو بكر ، يعنى فتح ممالك ايران و روم ، مصروف داشت و به كمك سربازان شجاع و سرداران كاردان خود به تدريج بساط دولت ساسانيان را برچيده و دست تسلط روميان را كه بر قسمت مهمى از آسياى غربى و شمال افريقا فرمانروايى داشتند ، از آن نواحى كوتاه كرد و بالنتيجه دنياى متمدن آن عصر را تحت لواى اسلام درآورد . در جريان جنگ مسلمين با ايرانيان ، يكبار اعراب در واقعهء جسر به سختى شكست خوردند و چهار هزار تن تلفات دادند . ولى وضع داخلى ايران به حدى خراب بود كه از شكست حريف و فرصت يك ساله نتوانستند براى بهبود اوضاع و مقابله با اعراب استفاده كنند .
--> ( 69 ) . همان ص 12 به بعد . ( 70 ) . تاريخ تمدن اسلامى ، پيشين ، ج 3 ، ص 122 . ( 71 ) . ابو يوسف انصارى ، كتاب الخراج ، ص 55 .