مرتضى راوندى

531

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تقليد و سازندگى بودند . . . اين سه روز و شب در فرانسه ايام عيد ، و در همهء كوچه‌ها و محلات مجالس عيش و عشرت برپا و جميع ملت را از زن و مرد آزادى تام حاصل است . . . بعضى مردان لباس زنان و بعضى زنان لباس مردان مىپوشند . . . در هرجا هرگونه صحبت ممكن و هرگونه شوخى و ظرافت و گستاخى معفو است و هرگونه شوخى را با زنها مىتوان كرد و هر زن را بدون سابقه و آشنايى . . . مىتوان بوسيد . . . مردم چون تربيت‌شده هستند هرگز حركتهاى زشت نخواهند نمود . » « 93 » نويسندهء مخزن الوقايع در صفحهء 263 كتاب خود ، به وصف كلوبهاى لندن مىپردازد و مىنويسد عده‌اى از مردم در حدود چهارصد پانصد نفر پول روى هم مىگذارند و يك كلوب تأسيس مىكنند و يك نفر ناظر براى ادارهء آن انتخاب مىكنند و او لوازم مجلس را از شام و ناهار و قهوه و يك كتابخانهء كامل و اسباب‌بازى و شطرنج و ساز و آواز و غيره آماده مىكند و مردم دسته‌دسته مشغول صحبت و بازى و مطالعهء كتب و روزنامه‌ها مىشوند . دكتر ملكزاده نيز در پيرامون تأثير مسافرت ايرانيان به كشورهاى اروپا مىنويسد : « مردمانى كه در كوچه‌هاى تنگ و كثيف و خانه‌هاى خشت و گلى زندگانى كرده بودند از خيابانهاى باشكوه و عمارات چندطبقه و موزه‌ها و تماشاخانه‌ها و آثار صنعتى و كارخانجات مبهوت مىشدند و آنجا را بهشت موعود تصور مىكردند . مردمانى كه جان و مالشان دستخوش هواى نفس دولت بود و از ديدن مأمورين حكومت و فراش سرخ‌پوش ديوان ، بر خود مى - لرزيدند ، چون وارد كشورى مىشدند كه تمام افرادش در مقابل قانون مساوى بودند و جملگى از نعمت آزادى و عدالت برخوردار مىشدند در شگفت مىگشتند . . . و آرزو مىكردند روزى از زندگى پررنج و ملال و بندگى و سرافكندگى رهايى يابند و چون اقوام آزاد در تحت لواى عدالت زندگى كنند و از علم و تمدن بهره‌مند گردند . . . چه ترقيات گوناگون و صنايع و علوم و اكتشافات و اختراعات و شهرهاى زيبا و ابنيهء مجلل جملگى محصول حكومت ملى بود . . . » « 94 » افكار جديد در ايران چنان كه اشاره شد « در ايام اقامت عباس ميرزا به سمت ولايت‌عهد در آذربايجان ( 1213 تا 1249 ه . ق . ) به علت بروز رقابت سياسى شديد بين روسيه و انگليس از طرفى ، و فرانسه و انگليس از طرفى ديگر ، نه‌تنها تبريز مركز سياست ايران بود بلكه به علت رفت‌وآمد سفرا و مأمورين و تجار فرنگى به آذربايجان و نزديكى آن منطقه به اروپا ، تبريز مركز عمدهء نهضت علمى و صنعتى گرديد ، و نخستين آثارى كه از تمدن جديد اروپايى ( غير از آنچه سابقا بتوسط مردم پرتغال و هلند و فرانسه و انگليس به اصفهان و شيراز و سواحل خليج فارس آمده بود ) به ايران داخل شد ؛ از قبيل كارخانجات اسلحه‌سازى و پارچه‌بافى و مطبعه و باروت‌ريزى و شيشه‌گرى ؛ - همه از همين طريق سرحدات آذربايجان بود . . . عباس ميرزا و وزير كاردان او ميرزا بزرگ قائم - مقام اول و محصلين و استادانى كه به تشويق وليعهد و وزير او به انگلستان و روسيه رفته و

--> ( 93 ) . همان ، 213 به بعد . ( 94 ) . دكتر ملكزاده ، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، ص 114 ( به اختصار ) .